فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 211

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 211: راه خروج

در این لحظه درون اتاق فکس، لوگان، ارین و پیتر حضور داشتند و سکوت سنگینی بین آن‌ها پابرجا بود. هیچ یک تا به حال به این موضوع دقت نکرده بودند ولی کسی که همه‌ی آن‌ها را گرد هم آورده و پل ارتباطی‌شان بود، کسی نبود جز کوئین. بدون حضور اون، آن‌ها واقعاً شناخت خوبی نسبت به‌یکدیگر نداشتند.

در این سکوت، تنها چیزی که شنیده می‌شد، صدای برخورد انگشتان لوگان به کیبوردش بود که تلاش می‌کرد تا به سیستم دسترسی پیدا کرده و راهی برای قرار دادن ویدئویشان برروی شبکه‌ی اینترنت بدون باقی ماندن ردی از حرکاتشان پیدا کند.

از سوی دیگر، فکس نیز پیتر را زیر نظر داشت. بدون کوئین، فکس احساس می‌کرد که اگر قرار بود پیتر از کنترل خارج شود، وظیفه اوست که از همه گروه محافظت کند، اگرچه شاید لوگان نیز می‌توانست به تنهایی با او مقابله کند. فکس بهتر از همه می‌دانست که ضرباتش حاصله از زره لوگان تا چه اندازه قدرتمند و قوی‌ست.

در حالی که مستقیماً به پیتر نگاه می‌کرد، فکس سعی داشت تا بفهمد که کوئین کیست. در حال حاضر او دو نظریه اصلی داشت، اولی این بود که او عضو یکی از سیزده خانواده است و روی زمین بزرگ شده تا بتواند گزارشات مناسبی به خانواده‌های اصلی ارائه دهد.

اما وقتی که اینجا بود، کوئین اشتباه کرد و پیتر را تبدیل کرده و حالا سعی داشت تا آن را مخفی نگه دارد. اما چیزی که او را با این نظریه کنار زد، توانایی او، یعنی سایه بود. اولین نظریه‌ی فکس این بود که یکی از خانواده‌ها قدرت او را مخفی نگه داشته تا وقتی که دوباره زمان تاجگذاری فرا می‌‌رسید، قدرت بالاتری نسبت به دیگران داشته باشند.

اما نظریه دیگر این بود که کوئین به هیچ یک از سیزده خانواده خون آشام تعلق نداشت و در عوض بخشی از کاربران اصلی سایه است. با این حال، این نظریه‌اش عجیب‌تر از باقی بود، چرا که کاربران سایه مدت‌ها بود که از بین رفته بودند.

اگر شورای خون آشام متوجه می‌شد که عضوی از آن خاندان باقی مانده، هرج و مرج بزرگی به‌وجود می‌آمد.

×××

کوئین و وردن در راهرو قدم می‌زدند و به سمت کلاس اسلحه حرکت می‌کردند. حتی در روزهای تعطیلی مثل امروز نیز لئو در آنجا استراحت می‌کرد. او معمولا در این اوقات شمشیرزنی خود را تمرین می‌کرد. سخت بود که بگوییم لئو یک معتاد کار است زیرا او تمریناتش را به دلایل عادی انجام نمی‌داد.

اما مواقعی نیز وجود داشت که کوئین و اطرافیانش می‌توانستند به وضوح ببینند که لئو تا چه اندازه بر سر شمشیر و استفاده از آن وسواس دارد، اما حتی این نیز کاملاً درست نبود. چرا که برای لئو فقط انتقام گرفتن از دالکی‌ها اهمیتی واقعی داشت.

کنترل سفت و سختی در اطراف مدرسه در حال انجام بود و سربازان تمام محل را به صورت دایره...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی