سیستم خوناشامی من
قسمت: 223
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
گروه جدید
همه در حال برگشتن به اتاقهایشان بودند که فکس توانست کوئین را درست قبل از جدا شدن از یکدیگر به کناری بکشد. هرچه نباشد، اتاقهایشان در دو سمت مخالف راهرو بود.
-کوئین، یه اخطار کوچولو بهت میدم. دستگاهی که لوگان داره روی میزش باهاش وَر میره، پورتالیه که میره خونه. اگه کد دسترسی رو پیدا کنه و بفهمه کجا میره، باید هر طوری که میتونی جلوش رو بگیری. در غیر این صورت، هر دومون لو میریم و تو دردسر بزرگی میفتیم.
با تمام شدن حرفش، فکس، قبل از آنکه کوئین فرصتی برای سوالی داشته باشد، او را ترک کرد.
کوئین زیر لب گفت: «این دیگه برای چی بود؟».
سپس تصمیم گرفت با دقت به حرفهای فکس فکر کند. وسیلهی روی میزِ کار لوگان، دستگاه تلهپورتِ ساختهی دست ریچارد اِنو بود. کوئین تنها به لطف تواناییِ ارزیابی به این اطلاعات دست یافته بود و سپس به لوگان گفته بود.
تنها جایی که فکس خانه صدایش میزد، مکانی بود که خوناشامها از آنجا میآمدند. هنوز مطمئن نبود که این مکان به خصوص روی کدام سیاره است؛ اما با توجه به سرنخهایی که تا الان بهدست آمده است، بهنظر میرسد که در طی این مدت، بین زمانی که خالق سیستم خوناشام بوده و خوناشامهای این دوره، زمین را ترک کردهاند و روی سیارهی دیگری یا حدأقل مکانی بهدور از چشم آدمیزاد ساکن شدهاند.
متوجه این موضوع بود که اگر لوگان متوجه این موضوع شود، باید متوقفش کند. تنها چیزی که کوئین نمیفهمید، این نگرانی عمیق فکس بود. عبور لوگان از میان پورتال چه مشکلی برای فکس بهوجود میآورد؟
کمکم کوئین شروع به فکر در مورد اولین دیدارش با فکس کرد. در هنگام حرف زدن، اشاره کرده بود که او قرار نبود اینجا باشد. آیا دلیل مخالفت نکردن فکس با کوئین همین بود؟ اگر آن موقع لو میرفت، فکس هم در دردسر میافتاد؛ و با چیزی که همین الان گفت، این موضوع را تأیید کرد.
اگر تمام اینها درست میبودند، لازم نبود نگران فکس باشد.
-اگه فکرت مشغولِ اون جملهها ست، باید بگم بهنظرم وضعیت بدتر از اینها ست. با توجه به م...
کتابهای تصادفی


