فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 224

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

عضو اضافه

به نظر بقیه کار کوئین درست نبود. از اینکه فکس چیزی را پنهان می‌کند مطمئن بودند؛ اما در عین این حال متعجب هم نبودند. اخیراً، فکس و کوئین زیاد با یک‌دیگر می‌پریدند؛ پس همچین اتفاقی دور از ذهن هم نبود.

وُردن تا حدی که می‌توانست آرام گفت: «احتملاً این مصداقی برای ضرب‌المثلِ دوستات رو نزدیک خودت نگه دار؛ دشمنات رو نزدیک‌تره.» کنار لایلا ایستاده بود و حتی کمی هم به سمت گوشش خم شده بود؛ پس صدایش تنها به گوش او می‌رسید.

لایلا به بالا نگاه کرد و وُردن را دید که به او خیره شده ‌است. با تلاقی کردن نگاه‌هایشان متوجه شد که مقصود این حرف خودش بوده‌ است. میلی به مخالفت در درونش می‌جوشید؛ اما، بعد از آخرین بحث‌شان، جوابی نداشت.

فکس، ناگهان، به سمتشان آمد. افراد گروه حرفی به ذهنشان نمی‌رسید. در واقع حتی قصدش را هم نداشتند؛ زیرا می‌ترسیدند چیزی بگویند که راز کوئین را افشا کند. هرچه نباشد، همه از موقعیت مسخره‌ی کوئین خبر داشتند؛ پس این را هم به خودِ‌ او سپردند.

فکس با لحنی که نشان از غرورش داشت، گفت: «فکر کنم فهمیدید که چه گروه به‌دردنخوری دارید؛ و درجا از من خواستید که قوی‌ترش کنم. حالا که خیلی اصرار می‌کنید، قبول می‌کنم.»

با شنیدن حرفش کوئین لبخند معذبانه‌ای زد؛ او صرفاً می‌خواست نزدیک به فکس باشد تا چیزهای بیش‌تری در مورد دنیای خوناشام‌ها بفهمد. اتفاقی که در گردش پورتال قبلی به‌وجود آمده بود، خیلی نگرانش کرده بود؛ با اینکه کوئین قوی‌تر شده بود، حتی جلوی ضعیف‌ترین دالکی هم کم می‌آورد و همچنین، نمی‌دانست خوناشام‌هایی که به‌دنبال فکس می‌آمدند، چقدر قوی بودند.

در نتیجه، حقیقتی ساده وجود داشت؛ باید، سریع‌تر، قوی می‌شد. تنها دو روز به گردش پورتال بعدی مانده بود و راه‌هایی که برای قوی‌تر شدن به ذهنش می‌رسید، انگشت‌شمار بودند.

اول از همه هنوز با ویدئوهای آموزشی‌ای که با یادگیری هنرهای رزمی خوناشامی باز شده بود، تمرین نکرده بود. افزایش تنوع مهارت‌هایش همیشه مفید بوده‌است.

راه دیگر قوی‌تر شدنش، افزایش تعداد امتیاز‌های مهارتش بود؛ مهارت‌های سایه‌ی زیادی بود که باز نکرده بود؛ هرچند، پی...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی