فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 248

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۲۴۸: آواز آرامش‌بخش

پس از جمع‌آوری کریستال‌ از سگ‌های شکست خورده، کوئین ناگهان پیامی درباره‌ی کسب تجربه دریافت کرد. متوجه شد تجربه‌ای که به تازگی به دست آورده، باید از پیتر باشد.

این تنها چیزی بود که منطقی به نظر می‌رسید و همچنین توضیح می‌داد که چرا سیستم از واژه «اشتراک‌گذاری» استفاده کرده. این پیغام یک معنی را به ذهن او می‌رساند؛ پیتر نزدیک است. کوئین نمی‌دانست چگونه یا چرا پیتر اینجا بود، اما اگر می‌خواست حدس بزند، احتمالا پیتر تصمیم گرفته بود دنبال او به اینجا بیاید.

با این‌حال عجیب بود؛ برخلاف سیستمی که می‌توانست امتیازهای تجربه‌ی پیتر را ثبت کند، کوئین همچنان نمی‌توانست حضور پیتر را همان‌طور که بر روی زمین بود، احساس کند.

فکس پرسید: «چیزی شده ؟» زیرا می‌توانست ببیند کوئین در فکر عمیقی فرو رفته.

کوئین می‌خواست به دنبال پیتر بگردد. او نمی‌دانست چقدر باید دور باشد تا سیستم امتیاز تجربه را ثبت کند، ولی اینکه در وهله اول دریافت امتیاز تجربه به این معنی بود که در حال حاضر با دیگر هیولاها می‌جنگد. کوئین گفت: «فکر کنم یه ساختمون عجیبی اون سمت دیدم. اشکالی نداره اگه قبل از رفتن به برج اونجا توقف کنیم؟ا»

فکس شانه‌ای را بالا انداخت و جواب داد: «خب، در هر صورت ما که نمی‌دونیم چطوری باید از اینجا بیرون بریم!»

دید هر دوی آن‌ها مثل هم قدرتمندی بود. تقریبا همه خون‌آشام‌ها می‌توانستند به خوبی ببینند. تنها چیزی که با قدرت بیشتر بهتر می‌شد، حواس آن‌ها بود. شاید یک خون‌آشام قوی‌تر می‌توانست انرژی را به‌شکل بهتری حس کند، اما در زمینه دید در شب وضعیت برای همه یکسان بود.

وقتی فکس به سمتی که کوئین اشاره کرده بود نگاه می‌کرد، هیچ چیزی که غیرمعمول به نظر برسد نمی‌دید. با این حال، فکس برای فهمیدن دلیل تغییر ناگهانی جهت حرکت‌شان کنجکاو بود. همانطور که آن‌ها به برج نزدیکتر می‌شدند، فضای اطراف آن نیز باریک‌تر شده بود.

اگر کوئین به صورت دایره‌ای حرکت می‌کرد، شاید می‌توانست حضور پیتر را حس کند. بدون حواسِ خاص کوئین، هیچ راهی برای تشخیص جهت درست وجود نداشت. در حین اینکه که کوئین در مورد آن فکر می‌کرد، یک پیام دیگر ظاهر شد: [5 امتیاز تجربه به اشتراک گذاشته شد]

این پیام جدید تأیید می‌کرد که پیتر هنوز در حال مبارزه‌است. پیتر قوی بود، اما اگر او مانند قبل توسط چند دشمن احاطه می‌شد، مطمئناً نمی‌توانست حتی با قدرت درمانی فوق‌العاده‌اش هم بدون آسیب دیدن از آن مبارزه خارج...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی