سیستم خوناشامی من
قسمت: 254
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۲۵۴: سطح جدیدی از...
برای اولین بار، از زمان شروع مبارزه، جانور ردهی پادشاه بالاخره دچار خونریزی شد.
در همان لحظه ای که فکس فکر میکرد همه چیز از دست رفته، انرژی سبز عجیبی بالا تنهی هیولا را هدف قرار داد.
هر چند که فکس از آنچه که اتفاق افتاده آگاه نیست؛ اما کوئین که از بین آوار، بیرون آمده بود، همه چیز را با چشم های خودش دید.
کوئین هنوز زخمی است و زخم هایش نسبت به قبل، بدتر شده و حتی با استفاده از بانک خون، بدنش این بار، چندان بهبود پیدا نکرده.
او بانک خون را به طور کامل مصرف کرده و حالا خالی شده است.
بانک خون قبلا [۶۲/۸۰] سلامتی او را تأمین کرده بود.
این مقدار، به او اجازه میدهد تا به مبارزه ادامه دهد. هنوز هم فلاسکی که فکس به او داده را دارد، اما با دیدن اینکه فکس چقدر زخمی شده است، تردید دارد که آن را مورد استفاده قرار دهد.
او در حال جدال با خود است که خون در فلاسک باید به جای او، برای فکس استفاده شود. اما این تنها منبع خونش است و بانک خون هم ندارد، با نگاه به اینکه بدنش چقدر در جریان مبارزه آسیب دیده، همه چیز واضح به نظر میرسد.
وقتی که پاهای فکس میلرزد و سرعتش کاهش پیدا میکند، مرد کوتاه قدی که در یک لباس نقره ای و سبز است، از یک طرف، خود را به او میرساند.
کوئین فکر کرد: «لوگان!»
اما این لباس، با دیگر لباس هایی که تا کنون دیده بود، متفاوت است.
بر روی بازوهایش، یعنی جایی که پرتوهایی از انرژی تشکیل شده اند، چیزی مانند خنجر، وجود دارد.
آنها شبیه به یک اسلحهی باستانی به اسم کاتار هستند.
لوگان، همزمان که مشتش را به سمت جلو پرتاب میکند، میگوید: «فعال سازی... خروجی حداکثری سیستم!»
اسلحهی کاتار، به طور ناگهانی بلند میشود. انرژی سبز، گسترش پیدا کرده و به راحتی از بدن سخت هیولا، عبور میکند.
لوگان در حالی که شمشیر انرژی را از بدن هیولا به بیرون میکشد، میگوید: «فکس، به کمکت نیاز دارم.»
او به خوبی میداند که این ضربه، کافی نیست. ناگهان توجه هیولا به لوگان، یعنی فردی که به او آسیب زده است جلب میشود. تمام آنچه که فکس، در حال حاضر می خواهد، کمی استراحت است.
اما با نگاه کردن به لوگان، متوجه میشود که صرفا نمیتوانند به او تکیه کنند. هیولا برای حمله کردن، اوج میگیرد و لوگان به کمک شمشیر، برای متوقف کردنش می شتابد؛ اما وقتی که فکس به آن دو نگاه میکند، بیشتر شبیه به مسابقه دادن لاکپشت و خرگوش به نظر میرسد.
آنها حالا قدرت و ابزاری برای آسیب زدن به هیولا دارند اما سرعت شان کافی نیست. لوگان خیلی کند است.
فکس با دیدن این صحنه، با استفاده از ته ماندهی انرژیاش، به راحتی و با استفاده از تمام قدرتش، خود را به جلو می اندازد. با استفاده از شان...
کتابهای تصادفی


