سیستم خوناشامی من
قسمت: 257
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۲۵۷: آخرین سلام
نگاه کردن از زاویهی کمی بالاتر از بقیه. ووردن بهترین دید را از آنچه در پایین میگذرد داشت. دو دختر به همراه پیتر در انتهای خیابان بودند و بین دو ساختمان پنهان شده بودند. سر آنها به اطراف خم شده بود، کاملاً دور از مبارزه بود اما هنوز به اندازه کافی نزدیک بود تا بتوانند همه چیز را ببینند.
ووردن خودش در یک ساختمان بود اما در طبقه چهارم بود و از پنجره به بیرون نگاه میکرد. یکی از توپهای سبکی که لوگان قبلا شلیک کرده بود، از بالای همان ساختمان آویزان بود.
او با دقت تمام زمین را تماشا میکرد که چه اتفاقی میافتاد، باید ببیند و منتظر لحظه مناسب برای ضربه زدن باشد. زمانی که لوگان به هیولا حمله کرده بود، فکر کرد که زمان مناسبی است.
او و راتن جای خود را عوض کرده بودند و راتن آماده بود تا نیزه روح را پرتاب کند، درست قبل از انجام این کار، راتن چیزی را به وردن اطلاع داد.
با استفاده از سلولهای جهشیافته از لوگان و سیا. ووردن در حال حاضر یکی از قویترین تواناییهای پشتیبانی را داشت. چیزی که آنها متوجه شدند این بود که اکنون با سطح بالاتری از توانایی پشتیبانی، گزینههای بیشتری وجود دارد.
توانایی سیا او را به ایجاد تنها یک نیزه در هر زمان محدود کرد. این محدودیت حتی با افزایش قدرت همچنان وجود داشت، اما چند تفاوت وجود داشت. سلولهای جهشیافته بیشتری را میتوان در نیزه روح قرار داد و نیزه قوی تری ایجاد کرد. تا زمانی که نیزه پرتاب نمیشد، نمیتوانستند بفهمند چه مدت یا چه تأثیری داشت.
هنگامی که آنها این اطلاعات را به دست آوردند، وردن احساس کرد که بهترین کار این است که نیزهای قوی تر، یعنی تا آنجا که میشد قویترین نیزه را درست کند. آنها فقط یک شانس در این کار دارند، هرچه حمله در هنگام استفاده از یک توانایی قویتر باشد، سلولهای جهشیافته بیشتری استفاده خواهد کرد.
همانطور که از بالا به تماشا ادامه میداد، در قلبش احساس ناامیدی کرد. احساس عجیبی به او دست داد و عرق از پیشانیاش جاری شد. هیولا به تازگی وارد حالت خشم شده بود، اما این دلیل نگرانی ووردن نبود.
به این دلیل بود که چیز دیگری در آن پایین همراه آنها بود که خاطرات بدی را زنده کرده بود.
فکس که در مقابل یکی از ساختمانها بود، دیگر آنجا نبود. یا حداقل دیگر خودش نبود.
در عوض مکان چیزی که به عنوان یک خونخوار شناخته میشد، بود. تقریباً شبیه زمانی بود که با کوئین در سیاره پورتال قرمز روبرو شده بود. چند تفاوت وجود داشت اما این موجود وحشتناک خاطرات...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب سیستم خوناشامی من را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی
