سیستم خوناشامی من
قسمت: 262
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۲۶۲: قسمت ۲ سوالات
تصمیم گرفته شد که به تعقیب این موجود عجیب و غریب ادامه ندهند. آندره و اندی توافق کردند که بروند و دو قلو را بررسی کنند. آنها دیگر از درد روی زمین نبودند. زره آنها توانسته بود بیشتر آسیب را متحمل شود. اما با این حال، ضربات و حملاتی که دریافت کردند به اندازه کافی قدرتمند بود که آن دو را از پای درآورد.
یکی از دوقلوها در حالی که دست آندره را در حالی که از روی زمین بلند شده بود گرفته بود گفت:
«اون پسر کی بود؟»
آندره پاسخ داد: «من مطمئن نیستم و قبلاً همچین توانایی عجیبی رو ندیده بودم.» «به احتمال زیاد یک نسخه اصلی در این سیاره یا یک مسافر مستقل باشه.»
دوقلو دیگر پاسخ داد:
«چی؟ اینقدر قوی بود که قبلا ندیده بودیم؟»
این وظیفه آنها بود که بدانند چه کسی در سیاره پورتال نارنجی همراه آنها بود. از این گذشته، آنها در زمانی که در این سیاره بودند با هم کار میکردند و اطلاعات را رد و بدل میکردند. آنها مطمئن بودند که به غیر از ارتش، دومین مقام برتر قدرت را دارند، به عنوان یکی از چهار نفر بزرگ در این سیاره.
در اطراف، پناهگاههای دیگری نیز وجود داشت، اما این دو پناهگاه مشهورترین آنها بودند و به دلیل شهرت آن، اکثر مردم غیرنظامی به آنجا پناه میبردند.
اندی برای جلب توجه بقیه فریاد زد:
«هی، فکر کنم بهتره بیای و به این نگاه کنی!»
طول کشید تا آن 3 نفر حرکت کنند، اما وقتی چشمانشان با چیزی که اندی به آن نگاه میکرد تماس پیدا کرد، دو دوقلو ها تقریباً از شوک یک قدم به عقب رفتند.
دوقلوها فریاد زدند: «ا-ای... این جانور پادشاهی است که قبلاً در موردش فکر میکردیم!»
آنها چندین بار بدون آندره به عنوان یک تیم علیه جانور رده شاهی جنگیده بودند. بنابراین آنها قدرت جانور را میدانستند. آنها نمیتوانستند باور کنند چیزی که باعث دردسر آنها شده بود اکنون روی زمین مرده است.
اندی پرسید:
«فکر میکنی چه اتفاقی افتاده؟»
سپس آندره در کنار جانور زانو زد و شروع به کندن قسمتهای خاصی از جسد جانور کرد. آنها میدانستند که او چه میکند، او به دنبال کریستال هیولا بود. تنها پس از اینکه با خنجر کوچک خود چندین ناحیه مختلف بدن را برش زد، بالاخره کریستال را پیدا کرد.
در جایی قرار داشت که قلب انسان قرار داشت، کمی به سمت چپ از وسط قفسه سینه.
کریستال استخراج شده اصلاً معمولی به نظر نمیرسید. شفافتر بود و به اندازه کریستالهای سطح پایین تر تیره و کدر نبود، اما چیزی بسیار متفاوت در این کریستال وجود داشت. این واقعیت این بود که اصلاً هیچ نور و درخششی نمیتابید.
معمولاً یک کریس...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب سیستم خوناشامی من را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی
