فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 266

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
چپتر ۲۶۶: مقبره هیجان نه تنها به بدن کوئین بلکه به بدن فکس نیز وارد شد. هر دو به تماشای درهای دوتایی که به آرامی به سمت داخل باز می‌شوند، ادامه دادند. در طول زندگی فکس، او این درها را نه تنها در قلعه خود، بلکه در قلعه‌های دیگر رهبران خون‌آشام نیز دیده بود. هر بار که فکس در مورد آنچه پشت این درها وجود دارد می‌پرسید، آنها به او می‌گفتند که این به او مربوط نیست. البته این باعث می‌شد که فکس بخواهد بیشتر در مورد آنچه که پشت درها‌ست بداند، اما هر کاری که انجام داد، هرگز نتوانست راهی برای باز کردن یکی از آنها بیابد و در نهایت منصرف شد. پس از باز شدن درها، چندین مشعل از داخل برج شروع به روشن شدن کردند، یکی یکی طوری که گویی در حال هدایت کردن‌شان است و به آن دو نشان می‌دهد که باید کجا بروند. فکس گفت: «بیا، باید ببینیم اینجا چیه!» در حالی که راه را پیش می‌برد و به سمت مسیر روشن می‌رفت. کوئین هنوز کریستال خون را در دست داشت. برای باز کردن آن درب، فقط لازم بود که آن را در درب بذاری. او بعد از اینکه کریستال را برداشت متوجه شد که درب ها هنوز باز هستند. این برای او خوب بود و امید داشت بتواند از کریستال‌ها برای چیز دیگری استفاده کند. مثلا در آینده برای ساختن یک سلاح یا چیز دیگری. پس از قرار دادن آن در سیستم خود، او به سرعت یک فکس را دنبال کرد که در حال حاضر کاملاً دور شده بود، پس از یک قدم به داخل برج، سیستم با پیام دیگری ظاهر شد. [شما وارد یک مقبره خون‌آشام شدید] [جستجو: کاوش برج اکنون در حال انجام است] کوئین فکر کرد: مقبره خون‌آشام؟ یعنی اینجا قبر یه خون‌آشام مرده‌ست؟ «سیستم تو می‌دونی این چیه؟» سیستم پاسخ داد: «یه‌سری حدس‌ها میزدم که البته ازشون مطمئن نبودم. اگه یادت باشه در زمان من تنها جایی که اون رو خونه صدا می‌زدیم سیاره زمین بود و بنابراین من چیزی درباره مکان‌های خارج از زمین نمی‌دونستم. قبل از ادامه دادن اما باید راجع به دو چیز بهت هشدار بدم...» «اول اینکه وجود یک مقبره خون‌آشام لزوماً به این معنی نیست که خون‌آشام اصلی مرده. یک خون‌آشام‌ها می‌تونن انتخاب کنن که به خواب ابدی برن، یه خواب که شبیه مرگه اما دقیقا همونطور نیست. اگه خون‌آشامی که چنین انتخابی می‌کرد از موقعیت بسیار بالایی برخوردار بود یا حتی فردی بود که مردم بهش احترام زیادی بذاره، یکی از این برج‌ها برای اون فرد ساخته می‌شد.» «خواب ابدی یعنی یک خون‌آشام انتخاب کرده که برای همیشه بخوابه، این یک حالت دائمی و تنها یک راه برای بیدار شدن از اون وجود داره. با مصرف کردن خون یکی از افراد همون خاندان. نیازی نیست که فرد و اهدا کننده خون به‌صورت خونی فامیل و مرتبط باشن، حتی اگر یکی اعضای اون خاندان هم باشند افاقه میکنه. به عنوان مثال اگه تو بخوای که به خواب ابدی بری، پیتر می‌تونه تو رو با خون خودش بیدار کنه چرا که اون بخشی از خانواده تو محسوب میشه. اما از طرف دیگه خون فکس هیچ جوابی نمیده.» کوئین پرسید: «معمولا این نوع مکان‌ها نگهبان دارن؟» هنوز نگران بود ...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی