فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 270

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
چپتر ۲۷۰: به‌دست آوردن کریستال خون لئو نیازی نداشت که دو بار به دانش آموزانش چیزی بگوید چرا که هر دو به سرعت لئو را از نزدیک دنبال کرده و در حالی که هر سه از شهر خارج می‌شدند و وارد یک تونل شدند و حتی یک بار هم به عقب نگاه نکردند. اما اقدامات عجیب لئو باعث شد تا کوئین در فکر فرو برود. برای او این اولین بار بود که می‌دید لئو از یک واقعه فرار می‌کند. تا به این لحظه از نظر او معلمش همیشه کسی بود که دست نیافتنی به نظر می‌رسید. به همین خاطر هم نمی‌توانست نیرویی فراتر از او را تصور کند، نیرویی که هزاران‌بار ترسناک‌تر از دالکی‌ها. هر چیزی که او را می‌ترساند یا باعث می‌شد اینگونه رفتار کند، باید قوی می‌بود. اما اگر چنین چیز قدرتمندی در آن‌جا بود، پس چرا کوئین یا دیگران با آن برخورد نکرده بودند؟ بعد از فکر کردن به همه احتمالات و اتفاقاتی که می‌توانست بیفتد، یک چیز ذهنش را درگیر کرده بود. «نه، امکان نداره، ما کل برج رو نگاه کردیم.» برجی که به تازگی از آن خارج شده بودند به عنوان مقبره خون آشام شناخته می‌شد. و با توجه به منظره ساختمان و آنچه که پشت سر گذاشته بودند، آنجا مقبره‌ی یک فرد قدرتمند و بزرگ محسوب می‌شد. کوئین از سیستم پرسید:«مگه نگفتی خون‌آشام‌هایی که به خواب ابدی رفتن به خون یکی از اعضای خانواده‌شون نیاز دارن تا بیدار بشن و در غیر این صورت امکان بیدار شدن‌شون وجود نداره؟» اما سیستم تصمیم گرفته بود تا که سکوت کند. «جواب بده!» کوئین در ذهنش به سیستم فشار می‌آورد. این بار اصرار داشت تا جواب سوالش را بگیرد. سیستم پاسخ داد: «برای سکوت متاسفم. داشتم به احتمالات مختلف فکر می‌کردم، اما واقعا شاید این شانس وجود داشته باشه که بشه اون رو بیدار کرد.» کوئین پاسخ داد: «اما چطور؟» «تنها چیزی که به ذهنم میرسه اون کریستال خونیه. اگه به یاد داشته باشی گفته بودم که کریستال خون چقدر نادره، دلیلش هم اینه که این کریستال‌ها از خون خون‌آشام‌ها تولید میشن. درست مثل بدن موجودات عادی که یک کریستال داخل بدن‌شون دارن، خون آشام‌ها هم چنین کریستالی رو دارن.» «البته ایجاد کردن اسلحه از کریستال خونی یک عمل ممنوعه‌ست. البته به‌دست آوردن کریستال‌ها خونی غیرقانونی نبود ولی عمدی به‌دست آوردن اون کریستال از طریق شکار باقی خوناشام‌ها غیرقانونی بود. البته ما کاملاً نمی‌دونیم که چه چیزی در داخل اون کریستال‌ها وجود دارد. اما زمانی که از اون به عنوان ماده اولیه برای ساختن اسلحه استفاده می‌شه، اولین بخش فرآیند، ذوب کردن کریستاله.» «در دمای مناسب، کریستال شروع به ذوب شدن می‌کنه و تبدیل به ماده‌ای شبیه به خون میشه. احتمالا تصادفی بوده و احتمالا وقتی که تو کریستال رو داخل سکو قرار دادی چنین فرآیندی رو تقریبا شاهد بودیم که احتمالا همین هم باعث شده تا اون خوناشام از خواب بیدار بشه.» کوئین شکایت‌کنان گفت: «چرا زودتر بهم نگفتی؟» «منم در اون زمان مثل تو فکر می‌کردم. خیال می‌کردم که این کریستال قراره به تو اجازه‌ی به‌دست آوردن اون اسلحه رو بده. بذار مستقیم‌تر بهت بگم، وقتی یک خون آشام به خواب ابدی فرو میره، این کار رو از روی میل باطنی انجام میده. به بیان دیگه خون‌آشام با این حرکت می‌خواد نارضایتی خودش از دنیای فعلی رو نشون بده و اینکه دیگه نمی‌خواد عضوی از اون زمانه باشه.» «با این حال، کالبد اون‌ها معمولاً در کنار خانواده، پایگاه یا قلعه‌شون نگهداری میشه. به این ترتیب، اگه در مواقع ضروری به حضور اون فرد...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی