سیستم خوناشامی من
قسمت: 285
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۲۸۵ رهایش کنید
آخرین کلماتی که از دهان دوک خارج میشد را همه به وضوح توسط شنیدند. حالا، حتی لایلا نیز دست از شکایت برداشته و تکتک آنها در اتاق بیحرکت مانده بودند. آنها مطمئن شدند که واقعا یکی از آنها دستگیر شده است.
همیشه این احتمال وجود داشت که چنین اتفاقی بیفتد. با این حال، قبل از اینکه توسط ارتش گرفتار شوند، کوئین همیشه فکر میکرد که دانشآموز دیگری پیتر را به دام خواهد انداخت. او برای آن سناریو آماده شده بود، اما برای این سناریو خیر.
«باهاشون بجنگ و پیتر رو از اونجا بیار بیرون!» صدایی در ته ذهنش طنینانداز شده بود. با این حال، او حالت منطقی خود را حفظ کرد. کوئین به تنهایی قدرت مبارزه با ارتش را نداشت.
در حال همان حال و درحالیکه دستانش هنوز پشت سرش بسته بود، پیتر در اتاق مانده و روی صندلی پشت میز نشسته بود. نیتن و چهار سرباز دیگر با او در آنجا قرار داشتند. با این حال، دوک دیگر در آن اتاق نبود.
اتاق در سکوت فرو رفت. در همین حین، نیتن خودش را با چند فیلم از گذشته پیتر مشغول کرد. او میخواست مطمئن شود اطلاعاتی که در اختیار داشت را اشتباه قضاوت نکرده است. در واقع، او بسیار مطمئن بود که پیتر در وهله اول هیچ تواناییای نداشته و بعداً توانایی زمین به او داده شده است.
اما وقتی نیتن از توانایی خود برای تخلیه سلولهای جهشیافته پیتر استفاده کرد، متوجه شد که او در واقع از توانایی تبدیل شدن استفاده میکند.
در حالی که هنوز روی صندلی نشسته و دستنبد زده شده بود، پیتر به بررسی اطراف اتاق ادامه داد تا فرصتی برای خروج پیدا کند. با وجود حباب کوچکی که در اطراف دستانش قرار داشت شروع به بازیابی انرژیای که اخیراً از دستش داده بود کرد.
به همین دلیل بخشی از بدن او به شدت ضعیف بود. خوشبختانه، بهنظر میرسید که آنها قدرت واقعی پیتر را دست کم گرفته بودند در مدت زمان کوتاهی، او بهاندازه کافی قوی میشود تا حتی با وجود حباب بتواند خود را از شر دستبندها خلاص کند.
پیتر نگاهی به نزدیکترین نگهبانی که سمت راستش بود انداخت. هنگامی که دستبند را شکست، اگر بهاندازه کافی سریع واکنش نشان میداد، احتمالا میتوانست او را با یک ضربه بکشد. حتی اگر مورد حمله دیگران قرار میگرفت، بدنش توان مقاومت در برابر ضربههای آنها با کمک التیام سریعش داشت.
پیتر همچنین ترفند دیگری در آستین خود داشت. او دارای توانایی که دو نفر را کم وزن تر کند. اگر قرار باشد الان از این استفاده کند، شانس بیشتری برای رهایی از این وضعیت وجود داشت. با این حال، علیرغم این نقشه، یک نفر دیگر وجود داشت که باید حواسش به آن میبود یعنی نیتن. او از اینکه نیتن دقیقاً چقدر قوی و اصلا چه تواناییهایی دارد مطمئن نبود. و با وجود ژنرال بودن نیتن در پایگاه نظ...
کتابهای تصادفی
