فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 299

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۲۹۹ پایان بازی

پس از آنچه که آنها به تازگی شاهدش بودند، تمام گروه ساکت ماند. حتی فکس که از نظر مهارت و سرعت قوی‌ترین فرد حاضر در آنجا بود هم احساس می‌کرد که در انجام کاری که کوئین به نمایش گذاشته ناتوان خواهد ماند.

فکس فکر کرد: «این اتفاق نظریه‌م رو تایید کرد، اون قرار بود تا به سطح بعدی تکامل پیدا کنه، اما چطور تونست به این سرعت و درست جلوی چشمای خودم اینقدر رشد کنه؟»

عجیب بود زیرا فکس می‌دانست که کوئین در سطح یک خون‌آشام‌های نجیب‌زاده نیست، آنها احساس و بوی خاصی با خود داشتند. او خودش هم خیلی نزدیک بود تا به مرحله بعدی رسیده و پیشرفت کند. با این حال، کوئین کمی عجیب بود، برخی از مهارت‌های او، مانند سرعت و قدرتش، قبلاً هم در سطح یک خون‌آشام نجیب‌زاده بود، اما می‌توانست بگوید که هنوز تکامل نیافته است. اما چطور چنین چیزی ممکن بود که بدون تکامل یافتن بتواند با این سرعت رشد کرده و پیوسته قوی‌تر شود؟

همه اینها به دلیل موقعیت منحصر به فرد کوئین بود، داشتن سیستم راهنما آن‌هم در حالی که یک خون‌آشام است. با توجه به اینکه او می‌توانست با مصرف انواع مختلف خون قوی‌تر شود. این مورد به او اجازه می‌داد تا آمار و امتیازاتش را فراتر از یک خون‌آشام معمولی برده و به سطح جدیدی از قدرت برسد.

یکی از گروه زک گفت: «من میرم با مدیر صحبت کنم، دستگاه باید خراب شده باشه.»

به‌نظر می‌رسید که بقیه هم با این حرف موافق باشند، این بازی برای جلوگیری از حملات و تمرین دفاع بود ولی به‌نظر می‌رسید که در حال حاضر این کوئین باشد که به دستگاه حمله می‌کند.

وردن گفت: «هی، نگران این نیستی که داری توانایی واقعیت رو نشون میدی؟»

کوئین پاسخ داد: «من که هنوز هیچ کدوم از توانایی‌هام رو نشون ندادم، علاوه بر این، شک دارم که کسی داستان اونها رو باور کنه. فکر می‌کنی اگه بگن که یه آدم سطح ۱ چنین کاری باهاشون کرده چه واکنشی نشون بدن؟»

یکی از افراد تیم زک که قبلاً از بازی حذف شده بود به ناظر بخش که در قسمت جلویی پیشخوان حضور داشت مراجعه کرد تا ببیند آیا دستگاه خراب شده است یا خیر. زک می‌دانست که اینطور نیست، اما هر چیزی که این شرط‌بندی را متوقف می‌کرد، از نظر او چیز خوبی بود.

به هر حال، فرد دیگری از تیم زک بازی را شروع کرده و اگر دستگاه واقعا خراب شده بود، می‌توانستند خیلی راحت محل مسابقه را عوض کرده و سراغ دستگاه دیگری بروند. اما به محض شروع بازی مشخص شد که دستگاه خراب نیست و به خوبی کار می‌کند.

فرد قرار گرفته در مقابل دستگاه، انتظار داشتند که واقعا خراب شده باشد وگرنه اصلا امکان نداشت که فردی بتواند با این شیوه جلوی حملات را گرفته و مرحله را به پایان برساند، اما دقیقا به‌خاطر همین افکار او کمی ناآماده بود و پس از ده ثانیه ضربه‌ای دریافت کرد و از بازی خارج شد.

حالا فقط دو نفر در تیم زک باقی مانده بودند.

حالا نوبت کوئین بود پس یک‌بار دیگر به‌سمت بازی رفت و بازی را شروع کرد...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی