فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 300

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۳۰۰ سرجات بمون!

به‌جای اینکه از نزدیک بودن برخورد با یک جسم فلزی پرنده شوکه شود. سم به بیشتر نگران مهارتی بود که به تازگی در مقابلش مشاهده کرد. حرکتی که او و نیت اسم قدم رعدآسا را برایش انتخاب کرده بودند. دلیل این نام‌گذاری هم این بود که هر زمان که فرد موردنظر از این حرکت استفاده می‌کرد، واقعاً به‌نظر می‌رسید که به‌صورت ناگهانی از یک نقطه به نقطه دیگری منتقل شده است.

مهم‌تر از همه، این حرکتی بود که سم تنها آن را در بازی و توسط یک‌نفر مشاهده کرده بود. با این حال، فقط به این دلیل که تنها یک نفر آن را اجرا کرده، به این معنی نبود که فقط یک نفر می‌داند که این حرکت انجام می‌شود.

به احتمال زیاد یک معلم نیاز بود تا آن حرکت را به فردی آموزش داده و به احتمال زیاد فرد آموزش دیده هم این حرکت را به دیگران آموزش می‌داد. این امکان وجود داشت که یک نفر خودش به یک مهارت دست پیدا کند، اما دانستن اطلاعاتی در مورد جهنده‌خون که می‌دانستند، بعید به‌نظر می‌رسید.

سم و نیت تنها دو چیز در مورد جهندهخون می‌دانستند. اولی این بود که او از یک مدرسه نظامی‌ست، زیرا آنها در سرورهای نظامی باهم آشنا شده بودند. دوم هم این که آن فرد یک دانش‌آموز سال اول‌ست.

حتی اگر نیت متقاعد شده بود که این شخص مدنظرش یعنی لری استیل، همان جهنده‌خون است، تنها مدرکی که او در حال حاضر در اختیار داشت، این واقعیت بود که او از یک جفت دستکش رزمی به عنوان اسلحه استفاده می‌کند. با این حال، سم نیز شواهد زیادی در اختیار نداشت تا با اطمینان بگوید فردی که مقابلش قرار دارد همان جهنده‌خون واقعی‌ست. تنها راه فهمیدن این موضوع، این بود که ببیند آیا این پسر از دیگر توانایی‌هایش هم استفاده می‌کند یا نه.

همان هاله قرمز عجیب، توانایی منحصر به فرد قدرتمندی که برای شکست دادن بسیاری از افراد در بازی استفاده شده بود، از جمله خودش. به همین دلیل سم قاطعانه مطمئن نبود که کوئین جهنده‌خون است. روی ساعت مچی او به وضوح نوشته بود که یک کاربر سطح یک است ولی امکان نداشت که چنین توانایی‌ای تا این حد ضعیف دانسته شود.

سپس فکر دیگری به ذهنش زد. توانایی هاله قرمز چیزی بود که نباید در بازی وجود می‌داشت. این قابلیتی بود که در سرورها قابل انتخاب نبود و با این حال، هنوز هم به دلایلی این شخص می‌توانست از آن استفاده کند و توسعه دهندگان بازی حتی جداگانه تایید کرده بودند که این اتفاق حاصله‌ی هک شدن نبوده. اگرچه بسیاری این حرف را باور نکرده و تصور می‌کردند که توسعه دهندگان ب...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی