فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 317

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

بقیه مسابقه‌ها بعد اعلام برنده‌ها به نظر زودتر از انتظار تموم میشدن. تقریبا انتظار این توی گروه اول میرفت. چون که همش از سال اولیا تشکیل شده بود. رویداد اینطور چیده شده بود که بزاره دانش آموزای قوی‌تر سال اولی در دور‌های بعدی شانس بیشتری برای مبارزه با دانش آموزای سال دومی داشته باشن.

تفاوت قدرت بین دانش آموزای سال اولی خیلی زیاد بود. البته این موضوع فقط تو روز اول مسابقه صدق می‌کرد چون که دانش آموزای ضعیف تر داشتن حذف می‌شدن.

اینطوری، مبارزاتی که قرار بود بعدا تو طول هفته انجام بشن اینقدر زود تموم نمی‌شدن. به نظر، مبارزات داشتن تموم می‌شدن چون فقط شرکت‌کننده‌های سه سَکو باقی مونده بودن و یکی از اونا پیتر بود.

'پس این نقشه‌ی بزرگت بود، توطئه؟' پیتر با خودش فکر کرد. احتمالا توی مسابقه دست برده بودن و اینکه داور هیچ عکس العملی نداشت، براش نشون گر این بود که اون برای جک کار می‌کرد، و کارش این بوده کاری کنه که پیتر نتونه تسلیم بشه یا انصراف بده.

'دانش آموزه هم برای جک کار می‌کنه؟'

حالا برای جک سخت شده بود که بفهمه کی برا جک کار می‌کنه کی کار نمی‌کنه. پس اگه تونسته برنامه بچینه، هر چیزی ممکنه. احتمال زیادی بود که دانش آموزه، داوره و سرباز پایین که قرار بود بگیرتش، همشون توی نقشه دست داشتن.

'راه دیگه ایم هست؟' پیتر در حالی که به گوشه زمین مسابقه نگاه می‌کرد با خودش فکر کرد. اما اگه شکش درست بوده باشه و مرد پایین هم با جک بوده باشه، عمراً اگه بخواد تلاش کنه و بگیرتش. از این ارتفاع، پاش احتمالا خُرد میشه و مجبور میشه از قابلیت بازیابی خودش استفاده کنه که اینطوری هویتش لو میره.

اگه قرار بود قابلیتاش لو برن، ترجیح میداد توی مبارزه لو برن.

لَری از صبر کردن خسته شده بود و حمله کرد. وقتی که به سمت جلو حمله ور شد، دادِ بلند جنگی زد و دستکشاشو به هم می‌کوبوند.

اگه می‌تونست، پیتر می‌خواست این مبارزه رو بدون نشون دادن قابلیتای بازیابیش برنده بشه. باید مراقب می‌بود و تشخیص میداد حریفش از چه قابلیتایی استفاده می‌کنه، مخصوصا اینکه حریفش کاربر قابلیت سطح 6 بود.

مطمئن شد که خیلی به گوشه زمین نزدیک نشه، پیتر هم حرکت خودشو شروع کرد. گری چرخ دنده هیولایی داشت که سرعتشو تقویت کرده بود، در حالی که پیتر هیچی نپوشیده بود. بازم، تونست به سرعت لَری برسه، و دو تاشون وسط زمین مسابقه به هم خوردن.

یه مشت پرتاب شد و پیتر سعی کرد سرشو اون ور ببره و در حالی که فقط با فاصله چند اینچ، مشت از کنار صورتش رد شد. حمله قدرتمند بود، و هوای دور مشتای حریف باعث شد موهاش حرکت کنن. لَری با اون یکی دستش یه...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی