فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 320

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

بعد از تموم شدن مسابقات، شرکت کننده‌ها برای درمان زخم‌های خودشون به بخش پزشکی رفتن. حتی اونایی که آسیب جدی ندیده بودن بازم باید میرفتن یه چکاپ سریع میشدن.

هیلی برای یک بار خوشحال بود که اون تنها دکتر کل اونجا نیست و به نظر می رسید که بقیه همه چیزو کنترل کردن. احساس می‌کرد یکی از آروم‌ترین روز‌های زندگیشه، ولی شاید خیلی زود این حرفو زده بود.

وسط معاینه دانش‌آموزا، ازش خواستن که بره یکی از دانش‌آموزا تو پایگاه نظامیو معاینه کنه. ولی اون دانش آموز اونطور که فکر می‌کرد توی تورنومنت شرکت نکرده بود.

وقتی وارد اتاقی شبیه به بیمارستان شد و سرشو برگردوند، با دیدن یه دختر با موهای بنفش کوتاه سوپرایز شد.

«نمی‌دونیم مشکلش چیه.» یکی از پرستارا درحالی که هیلیو به گوشه ای می‌برد گفت. «به نظر میاد هیچی به یاد نمیاره، اسمش، اینکه اهل کجاست، امروز چه روزیه. توی شوک بزرگیه و واقعا نمی‌دونیم باهاش چیکار کنیم؛ به خاطر همین تصمیم گرفتیم با شما تماس بگیریم.»

هیلی بعد از اینکه توضیحاتو از پرستار شنید، می‌دونست که این کار آسونی نیست. به دلایلی، به نظر میومد امسال اتفاقات عجیب‌تری نسبت به سالای دیگه رخ میداد.

پرستار زن از اتاق رفت تا هیلی رو با دانش آموز، تنها بزاره و بقیه کاراش رو انجام بده. وقتی که اتاقو ترک کرد، با یک مرد با همون لباس فرم برخورد کرد، یه پرستار مرد.

«اونجا همه چیز مرتبه؟» مرد پرسید.

پرستار زن به اطراف نگاه کرد تا ببینه کسِ دیگه‌ای توی راهرو هست یا نه. مرد بعد از شنیدن اطلاعات، نگران شد و براش آرزوی بهبودی سریع تر کرد.

مرد به راه رفتن توی راهرو ادامه داد و دستاشو کنار گوشش گذاشت.

«مامور 66 هستم، اطلاعات جدید درمورد این وضعیت دارم»

****

داخل پایگاه فلزی خالص، مامور پنج، پشت میزش نشسته بود؛ انگشتاشو دور هم می‌چرخوند و به این فکر می‌کرد چیکار کنه.

اون بالاخره از پشت میزش بلند شد و یه صفحه نمایش با کلی عکس و شماره و باز کرد. و وقتی دستشو تکون میداد اونا هم با دستش حرکت می‌کردن.

«مامور 100 دیگه به تماس‌های ما جواب ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی