فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 337

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

پیام مرموز

پس از فهمیدن درباره این افشاء، جک باورش نمیشد. به آرامی، اینکه چگونه تمام حرکاتش و چگونه نقشه کشیدن علیه آن را میدانستند منطقی بنظر میرسید.

«معلومه، پیور یک دانش آموز جاسوس رو وارد سیستم مدرسه میکرد. دقیقا همونجوری که قبلا پیتر رو نجات دادند، احتمال زیاد برای انجام چنین کاری در اینجا هم از اون استفاده میکنن.»

جک هنگام بلند شدن از جایگاهش با لبخندی گفت:«همیشه یک قدم از من جلوتر بودی، و الان میدونم چرا، اما دیگه نوبت منه.»

اسکار پرسید:«جک، کجا میری، نمیخوای ادامه ی رویدادهای نبرد رو ببینی؟»

«اوه، باید به یه سری کارا رسیدگی کنم. نگران نباش؛ زود برمیگردم.»

جک غرفه رو ترک کرد و با قدم های سریعی به سوی اتاقش رفت. قبل از اقدام به هر کاری، هنوز باید به بعضی چیزا فکر میکرد. حتی اگر کویین بخشی از پیور بود، این واقعیت رو که قابلیت نادری داشت که کسی تابحال ندیده بود رو تغییر نمیداد. ناگهان، با فرض اینکه دانش آموز، بخشی از پیور بود، بدست آوردن قدرت های اون پسر ممکن بود کمی سخت تر شود.

او هم پیور، و هم قدرت سایه را برای خودش میخواست. و کویین کلید ماجرا بود. وقتی که جک به اتاقش برگشت، با سرنگهبان های خود در شهر دریم لند تماس گرفت. یک تماس ویدیویی، توسط نمایشگر دیجیتال بر روی دیوار اتاقش. سریعا سراغ کنیی نگهبان قدیمی اش را گرفت، کسی که قبلا گزارشی در رابطه با قدرت های سایه تهیه کرده بود.

کنیی در پاسخ گفت:«درسته قربان، تمام حرفاتون با چیزی که اون روز دیدم کاملا تطابق داره.»

در همان زمان، پیام دیگری که از سمت گروهبان دوک بود، بر روی نمایشگر ظاهر شد.

«اطلاعاتی که درباره اون دانش آموز میخواستم.» سریعا مشغول مطالعه گزارش شد.» کویین تالن. . . . تک فرزند. . . . یتیم، بهترین داستان پس زمینه برای یک مامور پیور. همین انتظار میره»

در حینی که جک مشغول صحبت با تیم خود و تحقیق در رابطه با کویین بود، در میدان مسابقه، گزارشگر صحبتش با مولتی پلایر به تازگی تمام شده بود. . . و الان نوبت کویین، ستاره ی نمایش بود.

گزارشگر گفت»در ابتدا، پیروزی غافلگیرانه ات رو تبریک میگم. البته، ما همه توانایی منحصربفرد هنرهای رزمی ات رو هنگام مبارزه با کلون ها دیدیم ول چیزی که واقعا میخوایم دربارش بدونیم قابلیتته. تحقیقات من میگه که از یک خانواده اصیل نیستی. هنوز هم، فکر نمیکنم هیچکدوم از ماها...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی