سیستم خوناشامی من
قسمت: 357
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 357 محاکمه خون آشام ها
به دلیل موقعیت منحصر به فرد فکس و شرایط عجیبی که در آن قرار داشتند، ابتدا او را در قصر محصور کردند تا تحت مراقبت قرار گیرد و بعدا، به جای دیگری منتقل شود. این موضوع به این دلیل بود که بقیه هنوز نمی دانستند که آیا فکس واقعا به میل خود از قلمرو خارج شده؟ آن ها بیشتر به داستان اجیر شدن فکس چسبیدند. اگر حقیقت را متوجه میشدند، هرگز به او چنین مزیت هایی را نمی دادند.
در حبس، چندین نگهبان، نه فقط از خانواده سانگوئینی ها، بلکه از سایر خانوادهها نیز حضور داشتند تا از او مراقبت کنند. آنها همیشه بیرون از اتاق او می ماندند تا مطمئن شوند که فرار نمی کند.
او در مورد کاری که انجام داده صحبت کرد و سیلور نیز برای تایید و تکمیل جزئیات، در آنجا حضور داشت. روشی که او برای فریب دادن سیلور و دیگران به کار برد، باعث شد که حتی سیلور نیز به دلیل عدم بررسی کامل جزئیات، توسط پدرش، سرزنش کوچکی دریافت کند.
سوالات بیشتری پرسیده شد، اما در نهایت، آن ها فقط نگران این موضوع بودند که وایت از چه خانواده ای آمده است؟
در انتها، تنها چیزی که در مورد او توانستند بفهمند این است که او نمی داند خون آشامی که وایت را ایجاد کرده متعلق به کدام خانواده است.
در اتاق اول و در قلعه ی خودش، رهبر برایس و رهبر دوم، یعنی هارولد حضور داشتند. اتاق های آن ها دکور ویکتوریایی داشت و در دیوار پشتی رو به روی تخت، نشان خانواده دیده میشود. چندین نقاشی نیز بر روی دیوار، قرار دارد که رهبران قبلی را به نمایش گذاشته است.
این دو رو به روی هم بر روی مبل نشسته اند. وقتی به آن ها نگاه کنیم، میبینیم که رهبر دوم یعنی هارولد، از نظر اندازه ی بدن در مقایسه با اولی، بزرگتر به نظر میرسد. رهبر اول یک مرد قدبلند به حساب آمده و از هر خون آشام دیگری بلند تر است، اما به طور باورنکردنی، لاغر اندام است.
«نظر شما چیه؟ گزارشا میگن که اونا از مهارت خاص نفوذ، برای دریافت این جوابا استفاده کردن، اما من اونا رو باور نمیکنم. گزارشای دیگه ای میگه که لی از وقتی که متوجه قضیه شده حتی برای ملاقات پسرش هم نرفته.» هارولد توضیح داد.
برایس در حالی که فکر میکرد، با عصایش بر روی سر طاسش میزد تا اینکه برای دادن پاسخ ایستاد.
«فکر کنم پسره راست میگه، نحوه ی رفتارشون هم تایید میکنه که خونواده اش هیچ دخالتی توی اقدامات پسره نداشتن. اونا میتونن نقش بازی کنن اما همه ی ما لی رو خیلی وقته که میشناسیم، اون با خلوص نیت کار میکنه.»
«مشکل اون وایته است. قدرتش به قدرت خالقش بستگی داره و وقتی از خون خالقش استفاده میکرد، همه ی ما توی اتاق بودیم. به عنوان یه خون آشام، اون باید قوی باشه. وقتی سیلور برای ضربه زدن به سراغش رفت، من با دقت نگاه کردم تا ببینم کسی به قصد محافظت از اون اخم کرده؟ ولی هیچ کس همچین کاریو انجام نداد.»
«البته، می تونه همینقدر ساده باشه، یه خون آشام که به هیچ وجه با خانواده ها ارتباط نزدیکی نداره. ولی برای من سخته که باور کنم یه موجود با همچین قدرتی، بتونه پنهان بشه و از بین انگشتای بقیه فرار کنه.»
«منظورتون چیه؟ ما همه شونو توی زمین،...
کتابهای تصادفی
