سیستم خوناشامی من
قسمت: 369
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
اعتبار کافی نیست
کریستالهای پیشرفتهای که به کوئین داده شده بود، نمیتوانستند برای خرید اقلامی از فروشگاه سیستمیش استفاده شوند. معمولاً اقلام موجود در فروشگاه سیستمی، با کیفیتتر و قدرتمندتر از آنهایی بودند که میتوانست به صورت آنلاین پیدا کند. تنها مشکل این بود که بسیاری از اقلام فروشگاه سیستمی به کریستال های خاصی نیاز داشتند.
مثلا کریستال متوسطی که کوئین داشت برای ساخت دو شمشیر کوتاه برای وُردن کافی بود. هرچند، او فعلاً بودجه لازم برای ساختنش را نداشت، چون هنوز باید دو کریستال متوسط دیگر را خریداری میکرد. همچنین نمی دانست که یک آهنگر برای ساخت این سلاح پیشرفته چقدر از او پول می گیرد.
همه اینها باعث شده بود که در وضعیت فعلی قرار گیرد و هیچ گزینه دیگری جز رفتن به دنبال یک آهنگر نداشته باشد. در آخر هفته، مدرسه یک غرفه فروش در داخل یکی از سالن های ورزشی مدرسه برپا میکرد. در آنجا دانش آموزان می توانستند اقلامی را که نیاز نداشتند یا وسایلی که خودشان ساخته بودند، بفروشند که شامل تجهیزات جانور هم بود.
این یک فرصت خوب برای دانشآموزان آهنگری و بچههای ثروتمند بود تا تجهیزات قدیمی خود را که لازم ندارند، بفروشند یا برای خودشان اسمی دست و پا کنند. همچنین چند تایی کریستال جانور هم در آنجا خواهد بود، اما خیلی کم. بیشتر اوقات، کریستالهای جانور فقط در بازار آنلاین فروخته میشدند، زیرا قبلاً ارزش گذاری شده بودند.
دلیل اینکه دانش آموزان آهنگری همین کار را نمیکردند این بود که آنها مبتدی بودند. اگر یک آهنگر به گروه یا خانواده خوبی تعلق نداشت، یعنی شهرتی نداشت. و تقریباً هیچ کس تجهیزاتشان را به صورت آنلاین نمیخرید، فقط می توانستند آن ها را از طریق کامپیوتر مشاهده کنند. حداقل در غرفه، بقیه دانشآموزان میتوانستند آن را چند بار آزمایش کنند و کیفیتش را بسنجند.
از آنجایی که کوئین توانایی ارزیابی را داشت، پیدا کردن اقلام مورد نیازش در بازار فروش، کار سختی نبود. این توانایی امتیاز هر مورد را به او نشان میداد و او می توانست بهترین انتخاب را داشته باشد. این همان کاری بود که قصد داشت امروز انجام دهد.
وقتی وارد سالن ورزش شد کمی شلوغ تر از حد انتظار به نظر میرسید. وقتی صحبت هایشان را شنید، خیلی سریع متوجه دلیلش شد. تجهیزات، نسبت به بازار آنلاین بسیار ارزان تر بودند و حتی میتوانستند برای قیمتها چانه بزنند.
«از چونه زدن متنفرم.»هرچند همان لحظه متوجه شد باید به یکی از این موقعیت ها برود.
به سرعت در مکان مورد نظرش ایستاد و از توانایی ارزیابی خود استفاده کرد و امتیاز اقلام زیادی را بررسی کرد. در مرحله بعد، از نظر داشتن توانایی فعال بررسیشان کرد و در نهایت، بهترین مورد را پیدا کرد.
کوئین در حالی که به سمت یکی از غرفه ها می رفت گفت: «پیدات کردم.». غرفه خلوتی بود. وقتی از توانایی ارزیابیش استفاده کرد، متوجه شد چرا. این غرفه فقط تجهیزات رده بیسیک را می فروخت. ممکن بود در ابتدای سال عملکرد...