فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 388

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 388 : اولین آزمون

حالا لوگان هر دوتا دستشو رو ترمینال می‌زد، و همینطور که داشت تقلا می‌کرد شروع به عرق کردن کرد. اولین باری بود که کوئین می‌دید اون اینطوری ترسیده. این به این معنی بود که تو موقعیت بدی هستن.

لوگان داد زد: «نمی‌تونم درو باز کنم! می‌تونه بفهمه چی می‌گم و بهم گوش می‌ده، ولی اولین ماشینیه که از دستورم سرپیچی می‌کنه. موضوع چیه؟»

اون دوباره و دوباره تلاش کرد، ولی مشخص بود که نمی‌تونست به وُردن کمک کنه. دوتا دخترا خیلی از در دور نبودن، و قبل از اینکه اتفاقی برای اونا بیفته، کوئین صداشون کرد.

کوئین داد زد: «بیاید اینجا! بیشتر از این نمی‌خوایم غافلگیر بشیم.»

همه اونا با دقت به صفحه‌ نمایش‌های روی ترمینال نگاه می‌کردن و وُردن مشخصاً توی اتاق بود.

داخل اتاق، وُردن یه نیروی قوی رو پشت سرش حس کرده بود. عملا داخل اتاق کشیده شده بود، ولی وقتی که در بسته شد، هرچی که داشت می‌کشیدش هم متوقف شد. سریع برگشت و وقتی اینکارو کرد، شمشیرای سیاه و سفیدش رو بیرون کشید، و آماده همه چیز بود.

اون قبلا به سیا دست زده بود، پس مهارت اون رو هم داشت، ولی به جز اون هیچی نداشت، و تازه اون مهارتم از نوع هجومی نبود، پس تنها کاری که می‌تونست بکنه این بود که به شمشیراش اتکا کنه.

حالا، جلوش یه چیزی وایستاده بود، و می‌تونست یه چیزیو تو اتاق ببینه. یه ربات بود. با اینکه شکل و شمایل انسانی نداشت، حداقل بخش بالاییش شبیه انسان‌ها بود، و دوتا دست و قفسه سینه داشت و سر هم روی اونا قرار داشت، ولی بقیه چیزاش اصلا شبیه آدمیزاد نبود. جایی که سرش باید می‌بود یه دوربین شکاری وجود داشت و اصلا پا نداشت.

به جاش، یه جفت چرخ مثلثی شکل و یه لاستیک نوار شکل که با ربات حرکت می‌کرد. شبیه به تردمیل بود. از اونجایی که تنها چیز توی اتاق بود، وُردن حدس می‌زد که ربات اونو داخل اتاق کشیده.

با اینکه ضعیف به نظر میومد، برای یه ثانیه، قدرتشو حس کرده بود و کاملا مراقب بود. وقتی که شمشیراش رو به آرومی غلاف می‌کرد اصلا چشمشو از روی ربات بر نداشت. بعد وقتی که دید پشتش به دیوار خورده، وُردن پاهاش رو با تمام قدرت به دیوار کوبید. ولی هیچ جوابی نبود، اصلا نتونست تکونشم بده.

وقتی که کوئین از مهارت بررسی استفاده کرده بود، فهمیده بود که همه چیز اینجا از گالثریوم ساخته شده، که به خاطر همین اصلا سعی نکرده بود درا رو بشکونه. و اگه حتی کوئین نتونه اونا رو بشکونه، پس وُردن که عمراً می‌تونست.

«آزمون یک فعال شد.» ربات این حرفو زد. «شرکت کننده جدید شناسایی شد....

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی