فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 390

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 390: آزمون 2

با وارد شدن به اتاق، یه پیام غیرمنتظره نشون داده شد، و در پشت کوئین سریعاً بسته شد. با توجه به اتفاقی که برای وُردن افتاده بود، تا موقعی که آزمون کامل نمی‌شد کاری نمی تونست بکنه.

لایلا گفت: «اون چیزه همین الان گفت آزمون دوم، نه آزمون اول؟»

همشون یه فکر می کردن، فکر می کردن وقتی کوئین وارد بشه، ربات کوئین رو به عنوان شخص جدیدی در نظر بگیره. و پروسه امتحان رو از اول شروع کنه.

با دیدن این موضوع لوگان طبیعتاً تلاش کرد تا دنبال جواب بگرده. دستش رو گذاشت روی ترمینال و تلاش کرد باهاش ارتباط برقرار کنه. ماشین ها، ربات ها، تمام اونا توسط یه سری کد، ساختار و قانون کنترل می شدن.

اگرچه، بار دیگه اون ناامید شد. دوباره یادش اومد که این کامپیوتر عجیب چطور از خودش فکر داره و کارای غیر معمول انجام می‌ده.

کوئین بدون ترس و مطمئن به مهارتای جدیدش بود. اون با دیدن مبارزه وِندیگو با وُردن خوب چیزایی فهمیده بود، و اگه قرار بود با یه چیز یکم قوی‌تر بجنگه، می دونست که می تونه انجامش بده.

به جاش، کلی سوال توی سرش می گذشت، به این فکر می کرد که چطور می تونن از اونجا بره برن. دقیقا اونجا برای چی استفاده می‌شد.

با نگاه به لکه های خون ریخته شده، کوئین مهارت بررسی سطح 3 خودش رو فعال کرد. بالای هر قطره خون یه پنجره باز شده بود و یه سری اطلاعات می‌داد.

چیزی که بیش تر از همه غافلگیرش کرده بود مخلوط بودن خون آدمیزاد با یه سری خون ناشناخته بود. اگه می خواست حدسی بزنه، خون های ناشناخته باید متعلق به خوناشام ها می بودن. اونا مثل انسان‌ها نوع خونی مشخصی نداشتن، ولی بازم از نظر رنگی قرمز بودن.

به اطلاعات نگاه کرد، و جزئیات خیلی دقیقی وجود نداشت. فقط نوع خونی رو نشون می‌داد، و برای اونایی هم که تشخیص نمی‌داد، یه سری علامت سوال بالاش نشون میاد.

قبل اینکه آزمون شروع بشه، ربات یه سینی از سینه‌اش در آورد و یه محلول سبز نشون داد.

]بررسی[

]؟؟؟؟؟[

]زمانی که مصرف بشه. 10 درصد به تمام قدرت‌ها اضافه می‌شه. یک ساعت دوام دارد.[

با اینکه مهارت بررسی بازم نتونسته بود بگه که این مایع سبز از کجا میاد، با دیدن پیغام یه چراغی تو سر کوئین روشن شد. تاثیرات محلول توی سرنگ مثل تاثیرات خون سبز دالکی بودن. امکان نداره اینکه تاثیرات یکی دارن اتفاق بوده باشه. احتمال زیادی وجود داشت که این محلول از همون خون دالکی درست شده باشه.

کوئین فکر کرد:

_همیشه دالکی ها به خوناشام ها مربوطن؟  ولی یه چیز گیج‌کننده دیگه ایم بود. سیستم قبلا خون دالکی دیده بود، پس چرا ثبتش نکرده. به جاش، یه علامت سوال نشون داد؟

ربات گفت: «از این محلول استفاده می کنید؟»

کوئین جواب داد: «آره»

وُردن با شنیدن جوابش، داد زد: «داری چیکار می کنی، کوئین! خطرناکه، ممکنه که ربات تا موقعی که واقعا این چیزو نخوری آزمون رو شروع نکنه. معلوم نیست که اثرش مثل جوایز باشه.»

ولی کوئین نظر د...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی