فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 398

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

ارباب پنجه استخوانی

با نگاه کردن به وضعیت خود در سیستم، کوئین بی کلام بود. قابل کتمان کردن نیست که شوکه شد. حقیقتا ذره‌ای نمیدانست چه اتفاقی در جریان است و سوال‌های زیادی در ذهن اش داشت که نیازمند پاسخی بودند. به نحوی موفق شده بود یک کاوش اختیاری را به اتمام برساند و تمام این اتفاقات، هنگامی رخ داده بود که بر روی آب، بیهوش بود.

«چطور همچین چیزی ممکنه، چه اتفاقی افتاد؟»

درتلاش برای فکر کردن به احتمالات ممکن، واقعا هیچ چیزی به ذهنش نمیامد. حتی اگر پنجه استخوانی توسط سقوط ناگهانی شکست داده شده بود، پس چرا کاوش اول کامل نشده بود؟ و اینکه اصلا شرایط و ضوابط برای ارباب پنجه استخوانی شدن چه بود؟ خوشبختانه، فردی همراه اش بود که احتمالا میتوانست به او جوابی بدهد.

هر چند کاملا به او برای کمک تکیه نمیکرد، زیرا در گذشته، دفعات متعددی او را ناامید کرده بود.

کوئین در حالی که به وضعیت اش روی نمایشگر، نگاه میکرد گفت: «خب، به گمونم بهتره با یک سوال ساده شروع کنم. یک مأنوس چیه؟»

سیستم پاسخ داد: «بعد از گذر این همه مدت، فکر میکردم از من متنفر باشی، چون خیلی وقته باهام صحبت نکردی. خب، میتونم با خیال راحت بگم که حالا در دامنه و حوزه ی من حضور داریم. پس هر سوالی که در رابطه با این نوع موضوع داری رو می‌تونی مطرح کنی و آزادانه هر اطلاعاتی رو که نیاز داری میتونم در اختیارت بزارم.»

کوئین سرگرم بنظر نمیرسید، زیرا تصویر پنجه استخوانی خوفناک در ذهنش بود و هنوز با فکر کردن به آن، بر تن اش لرزه میفتاد.

«مأنوس همراه و یار یک خون آشام هست. اون رو یک حیوان دست آموز کوچولو در نظر بگیر. هر کاری رو که ارباب شون امر کنند انجام میدن. نیروی حیات اون حالا با تو پیوند خورده. ولی برخی مأنوس های قدرتمند تر دارای اراده ای برای خودشون هستن. پس این رو با کنترل کامل، اشتباه نگیر. فقط بخاطر اینکه حیات هاتون پیوند خورده به این معنی نیست که از هر امری اطاعت بکنن. هر چند، به این معنی هست که با تمام توان از تو حفاظت میکنند. خب، معمولا......»

«اگر یک مأنوس بمیره، واقعا از بین نرفته. صرفا موقتا غیر قابل استفاده هست چون ترمیم شون مدتی زمان میبره و بعدا دوباره قابل استفاده میشن. تنها راه برای کشتن یک مأنوس، کشتن صاحب اون هست. معمولا، یک نشان، یا نوعی شئ می‌تونه استفاده شه تا اونو روی شخص حفظ کنه. گوشواره ای که فِکس روی گوش اش داشت رو یادته؟ اون متعلق به مأنوس خودش بود.»

یقینا تا به اینجا بنظر میرسید داشتن یک مأنوس هیچ ضرری نداشت، البته بجز این واقعیت که کاملا تحت کنترل کوئین نبود، ولی انگار، نکات مثبت آن بر نکات منفی، سنگینی میکرد.

کوئین پرسید:« آیا هر خون آشام دارای یک مأنوس هست؟»

سیستم پاسخ داد: «نه، مأنوس ها، به نحوی، خارج از این دنیا هستند. یا حتی میشه گفت خارج از این کیهان. حداقل این چیزیه که تحقیق ام بهم نشون داد. خون آشام ها هر از چندگاهی قادر هستند این مأنوس ها رو از عالم خودشون به این سمت بیارن.»

«با اینکه این نوع قرارداد ها معمولا با توافق دو طرف برای کمک به همدیگه شکل میگیره، قصد اونها فقط پیوستن به فردی قدرتمنده. میدونی، اکثر اوقات، ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی