فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 404

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 404: شایعات خانواده دهم

وقتی سیلور مشغول توضیح دادن و نشون دادن این بود که چطور باید زخم کوچیکی به وجود بیارن، همشون فکر می‌کردن که کار آسونی هست، ولی مشخص شد که اونقدار هم آسون نبوده.

بعد از اینکه خودشون امتحان کردن یه سری چیزا متوجه شدن. حتی ساختار داخلی مانکن هم خوب ساخته شده بود.

و این واقع‌گرایانه بودنش باعث مشکل شده بود. بعضی از دانش‌آموزا ناخوناشون رو خیلی بلند می‌کردن و وقتی می‌خواستن ببرن، خیلی عمیق می‌بریدن و از پوست رد می‌شدن و بخش‌هایی که نباید رو می‌بریدن.

بقیه هم سفت کردن ناخونشون براشون سخت بود. و وقتی که می‌خواستن زخم ایجاد کنن، یا خیلی سطحی بود یا کاملا مانکن رو می‌برید.

یه پسر در حالی که خون مصنوعی پاچید روی کل صورتش، داد زد: «یا خدا!»

سیلور گفت: «باید خیلی حواستون باشه، بدن چیز پیچیده‌ایه. ولی به خاطر همین داریم تمرین می‌کنیم. اگه اشتباه انجامش دادین، یکمی صبر کنید، بزاق دهنتون رو روی مانکن بزنید تا زودتر خوب بشه و دوباره امتحان کنید. لطفا بزارید که مانکن هم قبل اینکه بخواید کاری انجام بدین کاملا خوب شده باشه.»

بعد بالاخره نوبت لوگان و گروهش بود. سیا از فکر در اومده بود و آروم به سمت بقیه که دور یه مانکن بودن رفت. ذهنش مشغول بود و با اینکه بقیه می‌دیدن که عجیب رفتار می‌کنه بازم نمی‌دونستن چرا، ولی کل موقعی که اونجا بودن عجیب رفتار می‌کرده. پس چیز غیرمعمولی نبود و تصمیم گرفتن ولش کنن.

پیش خودش فکر کرد -لایلا. باید با لایلا صحبت کنم، مطمئنم که اون بهم حقیقتو می‌گه، درسته؟ ولی اگه اونم طرف کوئین باشه چی، چرا تمام این مدت چیزی بهم نگفته. شاید دارم الکی گنده‌ش می‌کنم.-

اولین کسی که باید می‌رفت فرد بود، حتی خودش اول داوطلب شد. چون که می‌دونست ممکنه بقیه کارشون خیلی خوب نباشه. فرد که ناخوناش رو سفت کرده بود، گفت: «من قبلا چند باری انجامش دادم، پدر مادرم نشونم دادن چطوریه چون فکرشو می‌کردن بخوان این رو بهمون آموزش بدن.» بعد یه زخم کوچیک روی ساعد مانکن به وجود آورد. کاملا عالی بود.

فرد که به عقب برگشته بود و داشت می‌ذاشت تیمی بره کارش رو انجام بده گفت: «اول باید روی سفت کردن ناخنتون تمرکز کنید، اگه اون بخش رو درست انجام بدین، بقیه‌ـش مثل بریدن گوشت با یه چاقوی تیزه.»

ناخوناش یکمی بلند شدن، و مستقیم رفت که یه برش روی مانکن ایجاد کنه. ولی دستاش می‌لرزیدن و فرد می‌تونست ببینه که کارش رو با عجله انجام داده بود و نا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی