فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 405

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 405: خیانتکاران خانوادگی

همونطور که گروه به سمت غذاخوری می‌رفت، فرد تصمیم گرفت که بهتره با اونا بمونه. چون ممکنه بود سرشون قلدری کنن. هیچ نیازی به اینکارا نبود، ولی معمولا افراد خانواده دهم طرد می‌شدن و بقیه باهاشون مثل یه بار اضافه رفتار می‌کردن.

حدس می‌زنم بشه بهش یک مدل قلدری گفت، ولی حداقل به صورت فیزیکی نیست. به‌خاطر همین، یکمی براش متاسف بود. حداقل خانواده‌ دهمی‌ها همدیگه رو داشتن، ولی بیشتر از حد معمولی سردرگم به نظر می‌رسیدن.

فرد با خودش فکر کرد: -بچه‌های بیچاره، مخصوصا اون یارو لوگان. پدر مادرش به‌خاطر اینکه نمی‌خواستن بیشتر از این اذیتش کنن حتی بهش نگفتن. حتی موقع تحصیل تو خونه هم هیچی بهش یاد ندادن.-

برعکس بقیه انسان‌ها که از سن کم به مدرسه می‌رفتن، خوناشام‌ها معمولا توسط خانواده، یعنی پدر مادرشون آموزش می‌دیدن. حتی بعضی اوقات رهبر خانوادشون براشون دوره آموزشی می‌ذاشت. بعد برای یاد گرفتن چیزای اساسی به مدرسه می‌رفتن و بعدش دوره تبدیل شدن به خوناشام بزرگسال رو می‌گذروندن.

با وارد شدن به غذاخوری، می‌تونستن ببینن که یه سری دانش آموز به صف کشیده بودن و منتظر غذاشون بودن. و میزهای غذا خوری بلندی بودن که اندازه 26 تا دانش آموز جا داشتن. هر میز جوری چیده شده بود که تمام دانش آموزای یک کلاس بتونن با هم غذا بخورن. روی اون یکی میز بچه‌های یه کلاس دیگه نشسته بودن و می‌شد دید که دارن چی می‌خورن.

جلوی اونا، چند مدل از انواع گوشت بود و نه چیزی بیشتر. گوشت‌ش به نظر خام میومد، ولی بازم یکمی پخته شده بود و بوی خوبی داشت. با این حال به نظر هیچی جز گوشت اونجا نبود. حتی سبزیجات یا کربوهیدرات و این چیزا.

سیا با خودش به تمسخر فکر کرد: -بهشون بگم من گیاه‌خوارم؟- البته که حتی اگه کسی توی این شرایط گیاه‌خوارم بود مجبور بود این غذا رو بخوره تا کسی شک نکنه.

احساس خوبی کردن، اگرچه وقتی نزدیک شدن متوجه یه چیز دیگه شدن، یه چیز دیگه که کنار غذای همه دانش‌آموزا بود. شبیه پاکت آبمیوه بود که روش یه چیز پلاستیک شکل پوشانده بود و سرد و تازه نگهش می‌داشت. ولی وقتی که...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی