فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 411

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

خرگوش سیاه را بکش

به محض اینکه موجود آبی عجیب غریب کشته شد، کوئین در ابتدا فکر کرد بخاطر چیزی به سادگی انتقامی بی ارزش باشد، ولی پس از تماشای آن برای مدتی طولانی‌تر، فکر کرد شاید ماجرا بیشتر از این ها باشد.

حالا که کاوش جدید خود را دریافت کرده بود، میدانست که قرار است خرگوش را بکشد، با اینکه خرگوش هیچ کاری با او نکرده. در حالت معمول، اون چنین کاری نمیکرد، حتی با جانور ها. نود و نه درصد جانور ها با انسان ها به دلایلی دشمن بودند، ولی استثنا هایی وجود داشت. ولی در این زمان ها چاره ی دیگری وجود نداشت و تصمیم‌گیری ها باید متناسب با همان می بود.

اگر برای قوی تر شدن خودش و نجات دادن هم رزم هایش بود، بدون لحظه ای تردید حتی حاضر بود هزاران خرگوش سیاه را بکشد. ولی همچنان، بنظر میرسید که خرگوش سیاه، مشغول انجام کارهای عجیبی بود. به سمت سر پایینی حرکت کرد و رودخانه را دنبال کرد، ارتش خرگوش ها نیز او را دنبال کردند.

هر از چند گاهی متوقف میشد، و انگار خرگوش هایی که او را همراهی میکردند کند میشدند و مشغول انجام کارهای خودشان میشدند.

هر گاه این اتفاق میفتاد، خرگوش سیاه، دوباره شروع به داد و فریاد زدن میکرد و با سر و صدای بلند او، خرگوش ها دوباره در صف قرار میگرفتند تا رهبر خود را دنبال کنند. به سختی میشد گفت که یک توانایی بود یا که فقط به ارباب شان گوش میدادند.

هرچند عجیب ترین چیز راجب این موجودات، این بود که کوئین نمیتوانست تشخیص دهد جانور هستند یا نه. هنگامی که از توانایی بازرسی خود استفاده میکرد، هیچ رتبه بندی جانوری ای دیده نمیشد. برای موجوداتی از قبیل وندیگو ها نیز، همینطور بود.

سیستم پاسخ داد: «بخاطر اینه که مأنوس هستن و نه جانور. جهان خون آشام ها با جهان مأنوس ها عمیقا در ارتباط هست و گاها سبب ایجاد دریچه هایی میشه که اونا رو به جهان ما می‌فرسته. همون طوری که تمام خون آشام ها نمیتونن مأنوس داشته باشن مأنوس ها هم نمیتونن قراردادی ببندن. همانطور که میبینی، اون خرگوش سیاه کمی خاص هست، همچنان نمیدونیم چه چیزی بهشون امکان تکامل رو میده.»

با اینکه فهمیدن راجب این چیزها جالب بود، برای کوئین، در حقیقت، اهمیتی نداشت. تنها دلیل احتیاط او این بود که از میزان قدرت خرگوشهای سفید و سیاه ناآگاه بود. پس از تعقیب‌شان برای مدتی، دید که در نهایت به موجودی رسیدند که شکست داده شده بود.

درختان پوشش سد مانند عجیبی دور آن ایجاد کرده بودند. هر چند آب، بطور مداوم جریان می یافت، سد درختی عجیب، قادر بود چیزهای دیگری را بگیرد.

سپس خرگوش ها، درون درختان پریدند و خرگوش سیاه که به موجود رسیده بود، مشغول به انجام کاری شد. از آنجایی که زیاد واضح نبود، کوئین، دقیق نمی توانست متوجه آن شود. پس از چند لحظه، درو...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی