فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 415

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

ارتباط با شیطان

کلمه‌ی خاص به مفاهیم گوناگونی می‌توانست تفسیر بشود، و دیگران هنگام شنیدن آن نمی‌دانستند چه برداشتی باید داشته باشند. پس در نهایت، بجز روکِن، تصمیم گرفتند اظهار نظر کلارک را نادیده بگیرند. دلیلش این بود که روکِن توجه خاصی نسبت به کلمه‌های استفاده شده از سوی مربی کلارک داشت، در حالی که مشغول بررسی مأنوس دانش‌آموزان بود.

در ذهن خود، بر اساس کلماتی که بیان شده بود به نحوی یک سیستم رده‌بندی ساخته بود، و تا به اینجا او رتبه‌ی اول را داشت. این تا قبل از انتخاب بوئین بود، و حتی او در تقلا بود تا بفهمد منظور مربی از کلمه‌ی خاص چه بود. انگار که گویی منظوری غیرمستقیم داشت.

تعریف آن مشخص بود چون بوئین حتی قادر نبود مأنوس خود را احضار کند. اگر می‌خواست حدسی بزند منظور از آن کلمه در این وضعیت میزان پتانسیل بوئین بود.

در حالی که کلارک به سوی بقیه می‌رفت، غیر از روکِن و بوئین هیچ تعریف بهتری صورت نگرفت.

«مثل اینکه مهار‌ت‌هات تنها نقطه‌ی قوت تو نیستند، بلکه استعداد‌ی که در رابطه با مأنوس‌ها داری هم همینطوره. لعنتی، شاید فقط از اون آدمایی بوده که استعداد داشته. هرگز تو زندگیش مشکلی نداشته، و تو خانواده‌ی خوبی بزرگ شده که تصمیم گرفتن اون رو برای تبدیل شدن به یک رهبر بی‌نقص آماده کنن.» حال حاضر، با اتمام استنتاج خود، کمی نسبت به بوئین تنفر داشت.

پس از اینکه به جلوی صف برگشت، کلارک مجددا شروع به صحبت کرد.

کلارک توضیح داد: «اولین کاری که امروز می‌کنیم تلاش برای احضار کردن مأنوس‌های شما خواهد بود، یا حداقل هدف نهایی این هست. برخی از شماها از قبل قادر به انجام اون هستید، و برای بقیه افراد، دست‌یابی به چنین چیزی می‌تونه هفته‌ها یا شاید ماه‌ها طول بکشه. ولی حتی برای کسانی که نحوه‌ی انجام دادنش رو بلد هستند، برای همگی شماها تجربه‌ی خوبی می‌شه.»

«چیزی که قراره بگم ممکنه اکثرتون رو غافلگیر کنه، ولی تقریبا با قدرت خودتون هیچ‌جوره نمی‌تونید مأنوس‌تون را به اجبار حاضر کنید. اون‌ها برای خود ذهن و عقل دارند، مانند جانوران صرفا حیوانات وحشی نیستن، بلکه باهوشن. اگر تصمیم بگیرن بیرون نیان و به شما کمکی نکنن، کاملا به خودشون بستگی داره. پس درس اول ما در حقیقت درباره‌ی نحوه‌ی ارتباط با اونا هست. و کسانی که از قبل بلدند، می‌تونید حتی بهتر این کار رو یاد بگیرید.»

«ارتباط با شریک خودتون کلید برای یک تفاهم خوب است، برای هر دو نفرتون. پس الان ازتون می‌خوام کارهای من رو تکرار کنید.» در حالی که توضیح می‌داد، مربی کلارک شروع به انجام حرکاتی در حین آن شد. ابتدا بر روی زمین نشست و از بقیه خواست که او را همراهی کنند.

چهار زانو نشست و چشمانش را بست در حالی که دو دست خود را به هم چسبانده بود انگار که مشغول مراقبه بود. «خب، به این خاطر چشمان خود...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی