سیستم خوناشامی من
قسمت: 425
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
با خون آشام شوالیه مبارزه کن
پس از دیدن بلند شدن سایهی تاریک و جمع شدن آن دور بدن کوئین، خاطرهای از زمانهای دور در ذهن او گذر کرد. خاطرهای که اکثر خون آشامهای قدیم مشتاق فراموش کردن آن بودند.
در ابتدا، گمان کرد شاید بتواند دانشآموز را قانع کند تا نبردی صورت نگیرد؛ به هر حال، سیریوس همیشه مایهی دردسر بود. اگر او نیز قادر بود که بفهمد پسر روبرویاش متعلق به چه خاندانی بود، شاید میتوانستند به او کمک کنند و با کمک او، معاملهای شکل میدادند که منجر به مرگ و اعدام نمیشد.
ولی حالا، پس از اینکه میدانست پسر قادر به کنترل سایه است، که یک مهارت ممنوع و فراموش شده بود، چارهی دیگری نداشت. باید او را دستگیر میکرد.
کلارک گفت: «اگر دست خودم بود، همچین کاری انجام نمیدادم. ولی وظیفهی من به عنوان یک خون آشام شوالیه من رو مجاب میکنه که تو رو دستگیر کنم.»
در حقیقت، کوئین نیز علاقهای به مبارزه با او نداشت، هیچوقت انتظار رخ دادن چنین چیزی را نداشت، ولی نمیتوانست و نباید دستگیر میشد. با شناخت شخصیت کلارک، میدانست که او وظیفهی خود را در اولویت اول قرار میداد. به نظر میرسید بسیاری از خون آشامهای رتبه بالا این چنین بودند، که او را یاد سیلوِر نیز میاندخت، حتی وقتی که ماجرایی با دخیل بودن برادر او پیش آمده بود، قانون را بالاتر از خانواده انتخاب کرده بود.
کلاغ به چرخش در آسمان ادامه داد، انگار اولین باری بود که کوئین به تقابل با خون آشامی میرفت که دارای مأنوس بود.
در حال حاضر، تلاش کرد پنجه استخوانی خود را احضار کند. با متمرکز کردن ذهن خود، سعی کرد او را صدا بزند، ولی هیچ اتفاقی نیفتاد.
-کمی قبل بیرون اومد ولی الان هیچی، آیا بهخاطر اینه که در حقیقت نمیخوام بهش آسیبی بزنم؟
تعلل به حد کافی طولانی بود، و کلارک با تمام سرعتی که در توانش بود هجوم برد. بیش از حدی سریع بود که کوئین قادر باشد از توانایی ارزیابی خود استفاده کند. اگر قادر بود، سپس شاید میتوانست به نوع مهارت او پی ببرد.
]فعالسازی گام بادی.]
پس از دیدن سرعت کلارک در گذشته، کوئین نیز از بالاترین سرعت خود استفاده کرد. آن دو در عرض چند ثانیه در میان زمین به یکدیگر رسیده بودند.
در ابتدا، کلارک قصد داشت از یک حملهی عادی استفاده کند، با این فکر که سرعت او بسیار فراتر از پسرک بود. بالاخره، او یک خون آشام شوالیه بود که به تقابل با یک خون آشام عادی رفته بود، ولی هرگز انتظار نداشت شخصی چنین سریع باشد. بسیار زودتر از چیزی که انتظارش را داشتند به یکدیگر رسیده بودند؛ واکنشهای سریع او باعث شد ضربه خونی از خود رها کند.
سایه به سرعت در موقعیت قرار گرفت، ضربه را دفع کرد، و کوئین از عقب به سوی پشت او جهش برداشت، و دو ضربهی قدرتمند خون اجرا کرد.
«دیوار خون.» درآخرین لحظه، دیواری از خون از زمین برخاست، و...