فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 427

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

ملاقات کننده‌ی جدید

روی سطح سیاره‌ی تاریک، جایی که هیچ نوری تابان نبود. باقی مانده‌ی پناهگاه ترک شده آنجا قرار داشت. جلب توجه می‌کرد زیرا اکثر سیاره بجز برخی مناطق کوهستانی در اطراف برهوتی بیش نبود.

درون پناهگاه، ساختمان‌های اطراف فرو ریخته یا نابود شده بودند. حتی دستگاه‌های مکانیکی به چشم می‌خوردند که دیگر کار نمی‌کردند، گویی که در میان مبارزه از بین رفته بودند. تنها چیزی که هنوز پابرجا بود یک گنبد تمرینی بزرگ و ساخته شده از گلاتریوم بود که دست نخورده به نظر می‌آمد.

جایی داخل پناهگاه، در میان ردیف‌های ساختمان‌های ویران شده، پایین یکی از خیابان‌ها، جرقه‌ی کوچکی مشتعل شده بود و بزودی از آن یک پرتال قرمز گشوده شده بود. یکی پس از دیگری، پنج فرد از میان آن سقوط کردند و بی‌خطر فرود آمدند. تمام آن‌ها نسبتا پیرتر از یک مرد با سن متوسط به نظر می‌آمدند، در عین‌حال هر کدام نگاه و حس و حال خاصی داشتند. چیزی که عجیب بود، حتی با اینکه به یک سیاره‌ی پرتال قرمز آمده بودند، هیچ کدام تجهیزات جانوری خود را بر تن نداشتند و تنها لباس سیاه و اندک آبی ارتشی خود را پوشیده بودند.

زمانی که آن پنج نفر فرود آمده بودند، طنین صدای دویدن و به زمین خوردن اشیا در میان آن مکان شنیده شد. فقط یکبار این اتفاق رخ نداد بلکه دفعات متعددی رخ داد تا در نهایت، گویی هر چیزی که در آن ناحیه قرار داشت از قبل قرار کرده بود.

یکی از مردان گفت: «اون موش‌های لعنتی. به نظر میاد به اینجا هم مثل هر پناهگاه ترک شده‌ی دیگه‌ای هجوم آوردن.»

اسکار گفت: «خب، حالا دیگه رفتن. به یاد داشته باشیم چرا اینجاییم، ما نیاز داریم بفهمیم چه اتفاقی رخ داده، یا که اصلا سرنخی مرتبط با مهارت سایه و احتمالا فراتر از اون وجود داره یا نه.»

افرادی که از درون پرتال وارد سیاره شده بودند از قوی‌ترین اشخاص ارتش بودند. اسکار ریوز، پیشوای مطلق ارتش به همراه پنج سر ژنرال مطمئن خود. پس از مشاهده‌ی یک مهارت جدید در مسابقات که بسیار مرموز و قدرتمند به نظر می‌رسید، اسکار تصمیم گرفت مقداری راجب قضیه تحقیق کند.

پس از درخواست از سر ژنرال پایگاه اول پائول، او توضیح داد که گفته‌های پسرک دارای مهارت سایه حقیقت داشته است. راهی وجود نداشت که اطمینان حاصل کنند پسر مهارت را از سیاره‌ی پرتال قرمز به دست آورده بود، ولی پس از اندکی تحقیق، این مکان در نظر اسکار بسیار جالب شده بود.

متوجه شده بود که خود گزا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی