فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 428

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

تقلا در تکامل بعدی

همانند گذشته، فرایند تکامل آغاز شده بود، و دردی کشنده در تمام بدن کوئین حس شد. حال حاضر، به‌خاطر کمبود استقامت نمی‌توانست حرکت کند و حالا حتی بدتر شده بود، زیرا حسی قوی در بدن او پخش می‌شد. تمام عضلات او گرفته و تحت تنش بود. بدنش به حدی احساس تنگی می‌کرد که انگار عضلاتش در تلاش بودند بدن خود را خفه کنند.

کوئین فکر کرد: -لعنتی، این خوب نیست!

اگر جانوری در این وضعیت از راه می‌رسید، هیچ شانسی برای مقاومت وجود نداشت. در طول فرایند تکامل کشته می‌شد.

عضلاتش همچنان گرفته بود، و کوئین سعی کرد ذهن خود را متمرکز کند، شاید می‌توانست از روش واسطه گری که برای qi خود انجام داد استفاده کند. هر چند، بزودی متوجه شد با میزان دردی که حال حاضر داشت تمرکز کردن غیرممکن بود.

نسبت به تکامل‌های قبلی، از بار قبلی سه برابر وحشتناک‌تر بود، و به دلایلی انگار قرار نبود بزودی برطرف شود. در حالی که ثانیه به ثانیه زمان می‌گذشت، گویی درد وخیم‌تر می‌شد. ثانیه‌ها همچون دقایق و دقایق مانند ساعت‌ها بودند.

سیستم با لحنی نگران فریاد زد: «کوئین، تو الان به خون نیاز داری! مبارزه خیلی تو رو خسته کرد، و شاید می‌تونستی از بانک خونت استفاده کنی، ولی کاملا تخلیه شده. اگر برای کمک به فرایند تکامل خون جذب نکنی. احتمال بالایی وجود داره که بدنت به خودخواری روی بیاره. به آرامی تمام بخش‌های بدن خورده می‌شه، تا وقتی که خاکستری بیش نیستی.»

کوئین با نومیدی فکر کرد: -ولی... من... حتی... نمی‌تونم... حرکت کنم.. چجوری قراره خون گیرم بیاد؟

در حالی که به آرامی قادر بود یک دست خود را روی زمین قفل کند، و خود را روی کف بکشاند. در حالی که سرعت حرکتش فرق چندانی با یک حلزون نداشت، حس می‌کرد این تلاش‌ها هیچ ثمری نداشت. اندکی سر خود را برگرداند و می‌توانست کلارک را چند متر دورتر روی زمین ببیند.

تکان نمی‌خورد، ولی می‌دانست که هنوز زنده است. با به کارگیری توانایی ارزیابی، تایید کرده بود که او فقط بی‌هوش است. احتمال زیادی وجود داشت که کلارک دارای نوعی انبار باشد، یا نوعی پایگاه که می‌توانست از آن خون تهیه کند، یا حداقل یک دستگاه تلپورت که به جهان خون آشام بازگردد.

با تمام توان سعی کرد کلارک را صدا بزند، ولی به نظر می‌رسید که گرفتگی عضلات حالا به گردن و گلوی او پیشروی کرده بود. ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی