سیستم خوناشامی من
قسمت: 432
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 432: بازگشت مجازاتگر!
یک زن لاغر قد بلند همینطور که از پلهها بالا میرفت گفت: «این اواخر، هعی چه اتفاقایی داره میفته!» هر دفعه که اون کفشهای پاشنه بلندش رو روی زمین میذاشت صدای اونا به وضوح شنیده میشد.
درون راهروی بزرگ، زن موبلند که موهایش از کمرش هم پایینتر آمده بود به شکایت کردن ادامه داد و مرد کنار دستش هم او را همراهی میکرد. مردی که یه زخم روی پیشونیش داشت و پشتش چیزی که به نظر یک سپر میومد آویزان بود.
مرد که ترسیده بود گفت: «این سومین جلسه کنسولگریه که توی مدت زمان کوتاه داره شکل میگیره. یعنی دوباره باید مارو صدا میکردن؟ امیدوارم که درباره خانواده سیزدهم نباشه.»
دو محافظ کنار دری که برای اتاق جلسه بود ایستاده بودن و به نظر بقیه قبلا رسیده بودن. ولی چیزی بیشتر از همه جین را سوپرایز کرده بود، این حقیقت بود که شوالیه خوناشام شخصیـش یعنی کلارک از قبل توی جلسه حاضر بود، درحالی که این سال او باید به وارثان مستقیم آموزش میداد.
گرچه، خیلی زود توجه از روی کلارک برداشته و به سمت شخص کنار او جلب شد. رهبر اول، بریس. او همینطور داشت چوبدستی داخل دستانش رو فشار میداد، طوری که انگار میخواست آن را خورد کند و با اینکه سعی میکرد نیت کشت خودش را سرکوب کند، ولی باز هم بقیه آن را حس میکردند.
اول، هر دوی سانی و جین میخواستند شکایت کنند، ولی با دیدن واکنش رهبر اول تصمیم گرفتن خفه بشوند و روی صندلیهای خودشان بشینند. تنها چیزی که میدانستند این بود که بقیه هم همینکار را انجام داده بودند.
*کلا *کلا *کلا.
طبق معمول، این رهبر خانواده اول بود که شروع جلسه را مشخص میکرد.
کلارک بدون هیچ مقدمهای جلو آمد و گفت: «اول، بدون هیچ وقفهای میگم، سه تا از وارثان مستقیم خانوادهها کشته شدن. سیریوس از خانواده 1ام. کیپچا از خانواده دوم و چیپداون از خانواده هفتم.»
بقیه سر برگرداندن تا حرف بزنند، ولی قبل اینکه حرفی زده شود چوب دستی روی زمین کوبیده شد و همه حرف خود را خوردند.
بریس داد زد: «این جلسه بهخاطر این موضوع صور...
کتابهای تصادفی


