فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 438

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 438:

بلافاصله شروع به حمله نکرد، عجله نداشت و دلیل مهمی هم داشت. او نگران مهارت‌های خاص کاربران سایه بود.

جین با خود فکر کرد: -مجازات‌گرای دیگه‌ایم هستن؟ یا این واقعاً آخریشونه؟ شاید مهارتای سایه یه جوریی بهش منتقل شده باشن. موضوع اینه که اگه فقط اون نباشه بهتره که منتظر بقیه باشم.-

جین که اینطور فکر می‌کرد، تصمیم گرفت منتظر باشد تا حریف اولین حرکت را انجام دهد و فقط سپر را در حالت آماده باش نگه داشته بود.

اطلاعات سیستم بیان می‌کردند که شخص جلوی کوئین، جین رهبر خانواده چهارم هست. تمام افراد بالا رده یک خانواده مهارت‌های مشابهی دارند، که یعنی جین هم مانند کلارک خون انفجاری دارد.

دیدن قطره خون از لبه‌های تیز سپر برای کوئین نگران کننده بود.

کوئین مهارت سایه پوچی خود را فعال کرد و گفت: «خب، قبلا که کار کرده، بیا ببینیم ایندفعه چطور می‌شه!» اینبار کوئین سایه پوچی بزرگی به وجود آورد و تقریبا از نیمی از سلول‌های MC خود استفاده کرد. برای اینکار چند دلیل داشت، یک اینکه از بقیه و پیتر محافظت کند و دوم اینکه به فضا نیاز داشت.

اگر فضای تحت پوشش کوچک می‌‌بود، خیلی راحت گیر انفجارها می‌افتاد. و اینکه، برای اجرای جهش سایه‌ای به پوچی سایه نیاز داشت، که در تمام مبارزاتش حرکت مفیدی بود.

زمانی که سایه تمام آنجا را فرار گرفت، تمام خروجی‌های تونل را نیز مسدود کرده بود. جین با دیدن این حرکت، پوزخندی زد.

جین گفت: «شاید قبلا روی خوناشامای دیگه کار کرده باشه، ولی متاسفانه برای من اینطور نیست. من قبلاً دیدمش.»

دوباره به جلوی سپرش ضربه‌ای زد و به رنگ قرمز درخشید، سپس دستانش را به دو سمتش دراز کرد کرد باعث شد سپر به سمت بالا پرتاب شود.

«باران خون.»

همانطور که سپر در هوا می‌چرخید، به نظر میامد که همانجا معلق مانده. از لبه‌های تیغ‌دار سپر، خون پرتاب می‌شد و مانند باران به زمین می‌ریخت.

سیستم داد زد: «کوئین، همین حالا از خودت دفاع کن.» و کوئین سریع پیتر را به داخل کشید و دو وایت دیگر هم به دنبال او آمدند.

کوئین با استفاده از سایه خود توانست همه را برای اتفاقات پیش رو پوشش دهد.

«آتش بگیر.» خون‌هایی که مانند باران از سقف به پایین می‌باریدند شروع به منفجر شدن کردند. بعضی با برخورد به زمین و بعضی‌ از قطره‌های خون با برخورد به گوشه دیوار منفجر می‌شدند.

بعد از چند لحظه، کوئین متوجه قصد جین شد. بقیه افراد برای احتیاط این کار را انجام ندادند، ولی جین به جای حمله به خود کوئ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی