سیستم خوناشامی من
قسمت: 444
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
نام خاندان دهم
برای لحظهای، پیتر و کوئین هر دو بی حرکت ایستادند، در حالی که در انتظار خاموش شدن چراغها بودند. نسبت به اتفاقی که کمی پیش رخ داد نامطمئن بودند. کوئین تنها میتوانست فرض کند که سیستم و قصر به نحوی متصل بودند.
پیتر پرسید: « دقیقا چی شد؟»
کوئین جواب داد: « ذرهای اطلاع ندارم.»
انگار که سیستم AI نیز هیچ ایدهای نداشت. در حالی که کوئین نسبت به اتفاقاتی که در حال رخ دادن بود به او فشار میاورد، سیستم تنها میتوانست به برخی از سوالهای ساده او پاسخی ارائه دهد.
سیستم در جواب گفت: « ممکنه نشونهی خوبی نباشه. انتظار این رو نداشتم. زمانی که یک رهبر جایگاه خودش روا ترک کرده باشه، یا که وارد خوابی ابدی شده باشه، قصر همنیز خاموش میشه. رهبر و قصر به یکدیگر متصل هستند.
اگر کوئین هم اکنون حقیقتا رهبر خاندان دهم بود، در این صورت اولین پیامهایی که قبل از ظاهر شدن خطاها دریافت کرده بود توجیه میشد.
« ظاهر شدن مجدد چراغها نشانهی بازگشت رهبر هست. ارتباط میان قصر و رهبر جدید شکل خواهد گرفت. چون که هنوز یک خون آشام ارباب نیستی، انتظار این اتفاق رو نداشتم. به نظر رسید انگار که پیوند میان تو و قصر سعی کرد فعال شودبشه، اما بنا به دلایلی موفق نشد.»
سیستم همچنین فرضیهی دیگری داشت، ولی تصمیم گرفت دربارهی آن وارد جزئیات نشود زیرا کاملا یک حدس در نظر او بود.
کوئین به گفتههای سیستم فکر کرد، و پیامهای دومی که دریافت کرده بوده مطابق با حدس او از آب درآمد. زمانی که تبدیل به یک خون آشام ارباب شد و ده نفر را به خاندان نفرین شده خود افزود. گمان میکرد که در آن زمان اگر به قصر برگردد چه اتفاقی میافتد.
آیا تواناییهای جدیدی کسب میکرد، یا کاملا چیز متفاوتی در انتطار او بود.
کوئین پرسید: « خب حالا کجا بریم؟»
اتاق و تمام قصر در تاریکی مطلق بود، ولی کوئین و پیتر هردو بهخاطر بینایی خاص خود میتوانستند به وضوح ببینند. در بخش پذیرایی نسبتا بزرگی قرار داشتند که دارای دو پلکان چرخان بود که به طبقهی دوم میرسید.
سیستم پاسخ داد: « به سمت اتاق پادشاهی برو. شاید بتونیم اونجا فرد مورد نظرمون رو پیدا کنیم. اگر هم نه، شاید چیزای دیگهایری وجود داشته باشه که به کارمون میاد.»
آن دو به جلو قدم برداشتند، و تعداد زیادی اشیاء و طرحهای معماری به چشمشان خورد. ترکیبی از هنر کهن و جدید بود. برخی از اشیا مانند زره شوالیه که در نمایش بودند متعلق به زمان قبل از کوئین بود. در عین حال فناوری پیشرفته نیز روی زمین پخش بود، و نوعی زیورآلات که انگار به همین قرن تعلق داشتند و کوئین تابحال با آن برخورد نداشت.
بجای اینکه مستقیما به سوی طبقه دوم بروند، کوئین و پیتر مشتاق بودند که ابتدا اشیای طبقه اول را بررسی کنند. تمام اشیاء او را به یاد اتاق لوگان انداخت.
کوئین به قفسهای شیشهای نزدیک شده بود و پشت آن دستکش عجیبی همچون خلقت قرار داشت. درون دندانهها فرورفتگی وجود داشت و درون آن سه تیغه قرار گرفته بود.
کوئین فکر کرد: -« چه ط...
کتابهای تصادفی



