سیستم خوناشامی من
قسمت: 445
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
رهبر جدید خاندان دهم؟
کوئین در عالم خود، مشغول فکر کردن به چیزی بود که سیستم کمی پیش گفته بود. نام آخر انگار که ضبط خراب شده بود مدام در ذهن او تکرار میشد. حالا، تمام دفعاتی که نام اِنو را در گذشته دیده بود در ذهناش ظاهر میشدند، و مشغول فکر کردن به یک مورد به خصوص بود.
هنگام نگاه کردن به دستگاه تلپورت درون اتاق لوگان. سیستم اشاره کرده بود که توسط مخترعی با نام ریچارد اِنو خلق شده است. این اسم در تمام سیارهی زمین شناخته شده بود. به این دلیل که این مخترع معروف چیزهایی مانند دستگاه تلپورت و همینطور ادغام کریستالهای جانوری به سلاح و مواردی دیگر شناخته شده بود که تمام آنان زندگی روزمره در سیاره زمین را بهبود بخشید.
از عوامل اصلی تغییر جریان جنگ بود. پس از پی بردن راجب دستگاه تلپورت درون اتاق لوگان و اینکه چگونه توسط مادر و پدرش پیدا شد و از نسلی به نسل دیگر دست به دست شد، البته کوئین از قبل این احتمال را در نظر داشت که ریچارد یک خون آشام باشد.
غیر ممکن بود که انسان عادی آنقدر عمر کند.
ولی زمانی که به راحتی آن اسم بر زبان میآمد، حتی یک بار نشد که سیستم یا فِکس با نوعی آشنایی قبلی دربارهی آن شخص صحبت کنند. کوئین فرض کرده بود که نام مستعار باشد. پس از توانایی بازرسی خود بر روی دستگاه استفاده کرد، و نام ریچارد اِنو بالا آمد. گویا واقعا یک نام مستعار نبود، ولی در این صورت چه ارتباطی با سیستم AI که متعلق به خاندان دهم بود داشت. آیا اصلا مرتبط بودند؟
یا که شاید به قدری این نام کهن بود که حتی AI، و فِکس راجب آن اطلاعی نداشتند.
اگر مرتبط بودند پس دوباره سیستم تصمیم گرفته بود موضوع بزرگی را از او مخفی نگه دارد. هر چند، کوئین فرصت زیادی برای فکر کردن به این مسائل نداشت، زیرا نیاز بود به چیز دیگری توجه کند، در حالی که یک خون آشام پیر گریان به او زل زده بود.
پیرمرد که با نام ادوارد شناخته میشد پس از شنیدن نام رهبر خود کم کم داشت احساسی میشد. هنوز هم، اجازه نداد کاملا در بر گرفته شود و به سرعت اشک ها را آستین خود پاک کرد.
[ بازرسی]
[ نام: ادوارد اِنو]
[ مقام: خون آشام اشرافی]
[ خون آشام شوالیه سابق خاندان دهم]
گویا ادوارد یک خون آشام اشرافی بود، دارای تکاملی یکسان با کوئین. با این حال، اطلاعات بیشتری نیز موجود بود، که اشاره میکرد در گذشته یک شوالیه بود. همانند مقام سیلور و کلارک.
اگر درست به یاد داشت، خو.ن آشامهای شوالیه توسط رهبر انتخاب میشدند. آنها برای این مقام قدرتمندترین خون آشامهای اشرافی را انتخاب میکردند، و به ازای هر خاندان تنها دو خون آشام شوالیه مجاز بود. وضعیت حال حاضر او احتمالا بهخاطر ناپدید شدن رهبر قبلی بود.
با فکر کردن به تمام این مسائل، کوئین به یاد کاوش خود افتاد، که میبایست دو شخص از خون آشامهای خود را برای تبدیل به خون آشام شوالیه انتخاب میکرد. با این حال چیزی که او را بیشتر تحت تاثیر قرار داد، میزان قدرت ادوارد بود.
حتی با اینکه کوئین طی تق...
کتابهای تصادفی


