سیستم خوناشامی من
قسمت: 451
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
وجود دلیل دیگری برای عدم تمایل لوگان و ووردن به حضور در آموزش وجود داشت، علاوه بر دلیلی که آنها اعلام کرده بودند. اگرچه آنچه لوگان گفت درباره عدم نیاز به یادگیری مهارتهای نبرد درست بود، اما همین را نمیتوانست به ووردن نسبت دهد.
هنگامی که لوگان وارد آزمایشگاه قلعه شد، یک نفر پشت سر او وارد اتاق شد. ووردن بود. او به خلاف آنچه به دیگران گفته بود، برای بررسی وضعیت لایلا نرفته بود و به جای آن لوگان را دنبال کرده بود. اتاق بزرگ بود، اما مانند سایر اتاقها، بیشتر خالی بود. به نظر میرسید همه چیز های مهم از آنجا خارج شده است.
با این حال، لولههای آزمایش و سایر وسایلی که شبیه تجهیزات اندازهگیری بودند و لوگان هرگز قبلاً ندیده بود، به اندازه کافی بود. هر شیء جدیدی که میتوانست ببیند، دست خود را روی آن قرار میداد و اطلاعات بیشتری جمع آوری میکرد. آنها عمدتاً ابزارهای اندازهگیری بودند، اما پیشرفتهتر از آنچه در زمین وجود داشت.
آنها دقیقتر بودند، اطلاعات بیشتری ارائه میدادند و به آنها اجازه میدادند تا دامنه گستردهتری از چیزها را آزمایش کنند.
لوگان همه چیز را از اتاق جمع آوری کرده و آنها را روی میز جزیره در مرکز قرار داد، چیزهایی که لازم داشت را از کابینت درآورده بود.
او هنگامی که یک وسیله را برداشت و درحال حرکت دادنش بود پرسید: «میتونید به من بگید چرا با من هستین و نه با دیگران؟»
ووردن پاسخ داد: «اون قرصهای قرمز از آزمایش ها تو اونجا که
از همونجا اومدیم، کار میکنن. مطمئنم که شما از این موضوع آگاه هستین، اونها نه تنها کار میکنن بلکه بسیار خوب هم کار میکنن و حتی الآن تأثیراتشون کم نشده.»
شنیدن این موضوع لبخندی روی لبان لوگان نیاورد، به جای آن، او یکم ناراحت به نظر میرسید و با نفس عمیقی عصبانیت خود را بروز داد. «و تو فقط باید بری و همه قرصها رو مصرف کنی، در هر حال حداقل من قبل از تو تعدادی اطلاعات جمع کردم و کی میدونه شاید ما بتونیم تو آینده به آزمایشگاه برگردیم و بیشتر بگیریم. اما این سوالی نبود که پرسیدم، چرا اینجا هستی؟»
همانطور که همیشه لوگان باهوش بود، او به خوبی قصد افراد را درک میکرد، شاید به دلیل اینکه هرگز تلاشی برای خواندن احساسات نکرده بود و همیشه بر اساس حقایق قضاوت میکرد و در حال حاضر، وجود ووردن با لوگان مگر اینکه بخواهد چیزی را بخواهد، منطقی نبود.
«حالا که میدونی قرصهای قرمز کار میکنن، قصد داری اون مایع سبز رو هم آزمایش کنی؟»ووردن پرسید. «خب، اگه مطمئنی که ایمنه و به اون نیاز پیدا کردی، میخوام اونو روی من تست کنی.»
اگرچه ووردن آن را نگفت، اما از زمان ورود به دنیای خونآشام، او بدون قدرت خود، تنش کمی داشت. با تشکر از کادوی کوئین به او، توانسته بود دو شمشیری را که تصادفاً به دست آورده بود، بدست آورد، اما در مبارزه با زندر، یکی از م...
کتابهای تصادفی

