فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 452

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

اگرچه ادوارد به کوئین گفته بود که با مبارزه جدی برخورد کند و همه چیزی که دارد را استفاده کند، اما هیچ نگرانی در ذهنش وجود نداشت که در این مبارزه به شدت آسیب ببیند. دو دلیل اصلی برای این وجود داشت، اولین دلیل، قابلیت منحصر به فرد او بود.

تا زمانی که کسی راه عمل خاص آن را نمی‌شناخت، برای اکثر خون‌آشام‌ها و حتی حیوانات وحشی، آن‌ها فکر می‌کردند که او بی‌نقص است، زیرا قادر به تبدیل بدن خود به مه است. دومین دلیل هم این بود که او نمی‌توانست ترس را در نگاه کوئین حس کند.

شاید به این دلیل بود که او می‌توانست تکامل خود را فقط به عنوان یک نجیبزاده خون‌آشام تشخیص دهد و می‌دانست که او همچنین به تازگی یکی از آنها شده است.

ادوارد اولین حمله را با دراز کردن دستش انجام داد.

«پاشیدن خون.»

این حرکتی بود که کوئین خوب می‌شناخت و ناگهان یک اسپری خون مانند شاتگان از دست ادوارد بیرون زد.

«بیایید مهارت‌های دفاعی شما رو ببینم.»ادوارد گفت.

سایه‌ای که بر روی پشت کوئین حرکت می‌کرد، به سرعت به جلو حرکت کرد و تمام بدن او را پوشاند و هنگامی که حمله را مسدود کرد، کوئین به سمت یک طرف حرکت کرد.

این تمرین در واقع فقط برای نشان دادن توانایی‌های کوئین بود، بنابراین او وارد حمله نشد یا هیچ کاری که به طور عادی انجام می‌داد را انجام نداد.

«خب، دوباره امتحان کن.»ادوارد گفت و این بار یک بار خون پاشید و سپس بار دیگر، مستقیماً پشت سر هم.

اما برای کوئین اهمیتی نداشت که یک یا دو بار باشد. سایه‌اش قادر به مسدود کردن آن بود، اما این فکر دقیقاً همان چیزی بود که ادوارد فکر می‌کرد.

«کنترل خون

با جدا کردن دست‌هایش، خون همراه با حرکتی مانند استفاده از توانایی کنترل از راه دور بر روی خون، ادوارد قادر بود جریان خون را به دلخواه کنترل کند و جهت حمله را تغییر دهد. به جای از جلو حمله کردن، حالا دو اسپری خون از اطراف می‌آمدند.

با این حال، سایه کوئین همچنان به سرعت واکنش نشان می‌داد و به دو قسمت تقسیم شد و دو شکل مانند یک کت و کاور از طرفین او را پوشاند و حمله را مسدود کرد.

«به نظر می‌رسه مهارت‌های دفاعی شما واقعاً تحسین برانگیزن، از قدرت مجازات کننده انتظار داشتم.»ادوارد گفت. «حالا ببینیم چطور حمله می‌کنید.»

بار دیگر، همانند قبل، مه شروع به پر کردن تمام اتاق کرد و کل فضا را پوشاند. دیگران هنوز کوئین را در مه می‌توانستند ببینند، اما نمی‌توانستند بفهمند ادوارد کجاست.

«باید از سایه خلاء استفاده کنم؟»کوئین فکر کرد. «نه، بیفایدهست. به نظر میرسه شوالیههای خونآشام از قدرتهای سایهای مطلعن و همچنین ضعف اونو میشناسن. علاوه بر این، احتمالاً به زودی با چندین حریف روبرو میشیم. نمیتونم به کاخ سایه اعتماد کنم.»

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی