سیستم خوناشامی من
قسمت: 465
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
تولد فِکس، روز آخر
در آخر، روز اعدام فرا رسید. در حالت معمول قرار بود رویداد سادهای باشد، با این حال به ماجرا و نمایشی بزرگ تبدیل شده بود. زمانی که یک خون آشام محکوم به مرگ میشد، معمولا در اجتماع و عموم صورت نمیگرفت، اما تصمیم گرفته شده بود که این یکی به شکل متفاوتی انجام بشود. و پس از آن، انگار مشکل پس از مشکل برای خون آشامان به وجود میآمد.
در ابتدا، از ارتباط این ماجراها و مشکلات با یکدیگر اطمینان نداشتند، ولی حالا خیلی از آنها مطمئن بودند، چارهی دیگری نداشتند. موکا رهبر خاندان نهم، پس از اتفاقات آن روز شخصا از سلول فِکس محافظت میکرد. از آن پس، حوادث جدیدی رخ نداده بود.
هر چند این اتفاق معنی دیگری نیز داشت، اینکه او دیگر فرصتی برای تحقیق راجب مسائلی که پیش آمده بود نداشت. در حالت عادی، چنین کارهایی را به خون آشامهای شوالیه خود میسپرد، اما آنان مرده بودند. هر چند، به سیلور قول داده بود که از فِکس محافظت میکند و پای حرف خود ماند.
رمز قفل مدور وارد و درهای سلول زندانی گشوده شد. موکا گفت: «زمانش فرا رسیده.»
اعدام در در میدان اصلی انجام میشد. مکان مدور و بزرگی بود که میتوانست با تعداد بسیار زیادی از تماشاچیان پر شود و به راحتی هزاران نفر از آنها را در خود جا میداد. در لبههای میدان، فروشگاهها در اطراف قرار داشتند.
زیستگاه خون آشامها همچنان مانند هر شهر دیگری بود، که در آن رستوران و فروشگاهها با منظور فراهم کردن سرگرمی و هدایا وجود داشتند. هر چند، امروز تمام آن مکانها عاری از جمعیت بودند، و میز و صندلیهایی که در حالت عادی بیرون قرار داشتند حالا کنار گذاشته شده بودند.
در یک انتهای فضای سر باز و بزرگ، عرصهای ساخته شده بود. سکوی بزرگی با دو متر ارتفاع از سطح زمین که تنها به منظور یک اعدام به وجود آمده بود.
زمان اعدام نزدیک بود، و حالا میدان تقریبا با تک تک خون آشامان زیستگاه پر شده بود. در جلوی سکو فضای خالی شده بود، زیرا خون آشامان خاندان اول به عنوان محافظ نقش داشتند. و به هیچکس اجازه نمیدادند تا بیست متری عرصه نزدیک شوند. همگی در جلو جمع شده بودند و جمعیت بیشتر شبیه مردم حاضر در یک کنسرت بود.
اعدام عمومی به دلایل زیادی یک رویداد بزرگ به شمار میرفت، و همین دلیل حضور جمعیت زیادی از مردم بود. شایعات به گوش دیگران رسانده بودند که فرد اعدامی یک نوادهی مستقیم بود. همگی میدانستند که آن شخص فِکس میباشد، اما از جرم او اطلاع نداشتند. تنها در حین اعدام مشخص میشد.
دلیل دوم اخباری بود که از قبل به گوش همه رسیده بود، حضور تمام رهبران. هر خون آشامی فرصت دیدن یک رهبر را از نزدیک نداشت، و نهایتا میتوانستند خواب آن را ببیند. در نتیجه فرصت بزرگی به حساب میآمد.
در میان جمعیت،...
کتابهای تصادفی

