سیستم خوناشامی من
قسمت: 497
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
اولین خون آشام شوالیه
یک خون آشام شوالیه، تکاملی که برای کوئین در دسترس نبود، چون تنها گزینهی تکامل به یک خون آشام ارباب را در اختیار داشت. دلیلش این بود که اهدای مقام یک شوالیه چیزی بود که تنها یک رهبر ازپس آن بر میآمد.
طوری که سیستم موضوع را بیان کرد، مقام و رتبه توصیف بهتری نسبت به تکامل برای آن بود. با این حال، مقام قدرتمدی که هنوز هم از لحاظ فیزیکی ساختار یک خون آشام را تغییر میداد. مقامی که تنها به خون آشامان اشرافی قابل اهدا بود، و بهترین کار اهدای آن به یک اشرافی قدرتمند بود. زیرا از نگاه اعضای خاندان تنها پلهای پایینتر از یک رهبر قرار داشتند.
کوئین در حالی که به لئو نگاه میکرد، حقیقتا نمیتوانست به خون آشامی بهتر از او به عنوان شوالیه خود فکر کند. حتی قبل از تبدیل شدن از تمامی آنها قویتر بود، و قادر نبود قدرت کنونی او را حتی تصور کند. چیزی که کوئین را غافلگیر کرد، این بود که لئو از قبل یک خون آشام اشرافی بوده است.
چیزی که کوئین برای رسیدن به آن چندین ماه زمان نیاز داشت، لئو در مدت کوتاهی آن را کسب کرده بود.
سیستم توضیح داد:«بخاطر اینه که وقتی لئو رو تبدیل کردی از قبل در نقطهی اوج یک خون آشام قرار داشت. اما بک خون آشام قادر نیست که جایگاهی بالاتر از خالق خودش داشته باشه. اگه بخوام حدس بزنم، اون دقیقا به سرعت تو تکامل یافت.»
بخاطر این بود که کوئین، حتی با اینکه مقام یک خون آشام ارباب را نداشت، اصولاً یک خون آشام رهبر محسوب میشد و قادر بود این مقام را برای لئو ثبت کند.»
لئو، حتی با اینکه نمیتوانست چشمان کوئین را که بر او دوخته شده بود ببیند گفت:«حس میکنم حرفی برای گفتن به من داری.» میتوانست حس کند که کوئین درگیر فکر کردن به موضوعی است. هالهی افراد به افکار و احساساتشان واکنش نشان میداد. هاله حتی از یک چهره صادقتر بود.
کوئین تصمیم گرفت برای لئو کاری که قصد انجاماش را داشت توضیح دهد. اینکه چگونه میخواست او را تبدیل به شوالیه خود کند و در تصویری بزرگتر چنین چیزی چه معنایی داشت.
لئو سریعا پاسخ داد:«البته، قبول میکنم.» برای او ابن امر ضرر زیادی نداشت. به تکاملی قدرتمندتر از حال حاضر خود میرسید. علاوه بر آن، تا وقتی که کوئین به او دستورش را میداد این مزیت را داشت که از زیستگاه خارج شود.
او از قبل تبدیل شده بود، و صرفا حالا نه گفتن و رد کردن این پیشنهاد قرار نبود چیزی را تغییر دهد.
ادوارد پرسید:«مطمئنی؟ وظایف یک خون آشام شوالیه، با این وجود که طی یک مأموریت خارج از زیستگاه میتونی بری، همچنان پابرجاست. سپس مسئول تمام اتفاقاتی که برای خاندان دهم میفتد خواهی بود. معمولاً شوالیههای خاندانها به اکثر کارها رسیدگی میکنند.»
کوئین گفت:«ادوارد، حقیقتش رو بخوام بگم، قصد داشتم از تو هم درخواست کنم که تبدیل به شوالیهی من بشی. به من کمکهای بزرگی کردی، و وفادار هستی. اگر بتونی به وظایفت خودت ادامه بدی و نقش یک شوالیه را ایفا کنی، اینکه بهم نشون بدی این اطراف اوضاع از چه قراره. همچین چیزی واقعا بهم کمک میکنه.»
البته دقیقا مانند لئو. ادوارد نیز بدون ت...
کتابهای تصادفی
