فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 515

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

هدف دالکی‌ها

تشخیص سطح یا رده‌ی برخی موجودات امکان نداشت. دقیق ترین راه برای پی بردن به آن نگاه کردن به کریستال جانور بود. اکثر مردم هنگام مشاهده‌ی جانوری، صرفا باید حدس می‌زدند.

هر چند که این روش در زمین نبرد می‌توانست به اشتباهاتی منجر شود. به طور مثال، جانور رده‌ی پیشرفته‌ای می‌توانست به اندازه سر یک انسان باشد. با اینکه چنین جانوری ممکن است بی آزار بنظر بیاید، ممکن است دارای ظاهر یا نشانی باشد که آن را خطرناک و کشنده کند.

برای لئو، این تشخیص بخاطر مهارت شناسایی هاله‌اش آسودگی بیشتری داشت. به او اجازه می‌داد قدرت چنین موجودی را ببیند. اما چیزی که لئو تا وقتی که جلوی آن موجود ایستاد متوجه‌اش نشده بود، این بود که درهای متعدد گالاتریومی که در مجموعه قرار داشت نوعی مهارت محدود کننده داشتند. چون تا به الان، که جلوی جانور عظیم ایستاده بود، هیچ ایده‌ای نداشت که با چه رده‌ای از یک موجود قرار است ملاقات کند.

با این حال، واکنش آغازین و وحشتی که قلب لئو را در بر گرفته بود اکنون داشت ناپدید می‌شد. نمی‌دانست چه بود، اما وقتی وارد اتاق شد، گویی نیروی عجیبی او را در بر گرفت. شاید ترس از رو به رو شدن با چنین چیزی بود.

این حس بیگانه‌ ناپدید می‌شد زیرا ذهن لئو دیگر درگیر نبود و متوجه شد که راجب یک چیز حق با او بوده است. این حقیقت که جانور روبروی او مرده بود. دیگر به این عالم تعلق نداشت. اما حتی پس از مرگ قدرتی که درون خود بجا گذاشته بود هولناک بود.

در حال نگاه کردن به جانور، لئو می‌توانست با دید ساختار ذهنی خویش، چهار پا ببیند که در پشت بزرگ تر بودند. دو بال و یک پوزه. و در پشت، فلس و شاخک‌های متعدد. چنین چیزی را انسان‌های عصر قدیم با نام اژدها خطاب می‌کردند. یک جانور از نوع اژدها با رده‌ی شیطانی.

لئو گمان کرد:«بر اساس تاریخ، تابحال تنها فقط دو جانور رده‌ی شیطانی شکست خورده‌اند. یکی متعلق به گروه تروریستی پیور. احتمال زیاد، این نزد رهبرشان باقی می‌ماند. و دیگری به پیشوای مطلق ارتش تعلق داشت.»

اما در حالی که به جانور پیش روی خود نگاه می‌کرد، هیچکدام از آن دو جانور مغلوب شده ظاهری مانند اژدها نداشتند. در نتیجه جانور رده‌ی شیطانی جدا و مستقل از آن دو بود.

برای اطمینان خاطر، لئو به بخش‌های مختلف موجود نگاه کرد، و حتی کاری کرد که هرگز انتظارش را نداشت. باید مطمئن می‌شد که چنین جانوری واقعا مرده بود. پس دست خود را بر دسته‌ی شمشیر قرار داد.

اکنون، بر بالای سر جانور، که بر روی زمین قرار داشت ایستاده بود. و لئو مقابل پلک‌های او قرار داشت. نازک ترین بخش موجود بود که پوست چندان ضخیمی از آن محافظت نمی‌کرد، و اگر قادر بود به آن نفوذ کند نقطه‌ی ضعفی به حساب می‌آمد.

اما قبل از حمله کردن،...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی