سیستم خوناشامی من
قسمت: 516
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
بازار مهارت
دختران تصمیم گرفتند پیشنهاد اِمی و زاندر را برای گذراندن شب در آنجا قبول کنند. باید تا زمان آزادی پاول، و اتمام گزارش دقیق او صبر میکردند. سپس پس از بازگشتاش از او سوالاتی پرسیده میشد، که بیشتر به سیا مرتبط بود. در حال حاضر، میتوانستند سعی کنند تا حد ممکن از زاندر و اِمی اطلاعات کسب کنند.
از صحبتهای آن دو، چیزهای جدیدی راجب خودشان آموخته بودند. خانهای که اکنون در آن حضور داشتند متعلق به زاندر بود، و او یکی از بزرگترین اتاقای خانه را داشت. گروه متوجه شد که گویا از ابتدا بخاطر زاندر یود که آنان در منطقهی داخلی قصر زندگی میکردند. در ابتدا، خانواده زاندر متعلق به بخش عمومیت خون آشامان بود، و اِمی به همراه خانوادهاش برای آنها کار میکردند. بخاطر اینکه از سالهای بسیار تبدیل کننده بودند.
با این حال، یکی از معلمان زاندر استعداد او را دیده بود و علاقه داشت که مهارت خاندان اول را یاد بگیرد، و او را برای زندگی در منطقه داخلی قصر دعوت کرد. اما، هنوز نتوانسته بود تا قبل از این اتفاقات مهارت خاندان را فرا بگیرد. به همین دلیل اخراج آنها از بخش داخلی تصمیم راحتی بود.
او را از خاندان اخراج نکرده بودند، اما تمام امید او و خانوادهاش برای پیشرفت و رشد از بین رفته بود. که در نتیجه بهترین گزینه برایشان جلب کمک و توجه از خاندانی دیگر بود.
بخاطز همین، خانواده زاندر او را بخاطر اعمالش سرزنش نمیکردند. بخاطر او بود که توانسته بودند حتی برای مدتی کوتاه با چنین تجملاتی زندگی کنند.
با شنیدن این، لایلا حقیقتا حس کرد که راجب زاندر قضاوت اشتباهی داشته بود. گمان میکرد که پسرک صرفا در این موقعیت زاده شده و از آن لذت میبرد، اما گویا زاندر به این سبک زندگی در حالی که طور دیگری با او رفتار میشد متحمل شده بود. تمام این افکار کمی ذهن او را درگیر کرده بود.
بعد از گفتوگو، زمان آن بود که استراحت بکنند، و زاندر اتاق بزرگ خود را در اختیار دخترها گذاشت، و خود در اتاق اِمی میماند. فضای زیادی برای تمامیشان وجود داشت، و مشخصا زاندر اجازهی گذراندن شب را با آنها نداشت.
اما، دخترها صرفا قرار نبود بخوابند. صحبتهای زیادی داشتند. برای شروع، اِمی تمام مهارتهای سیزده خاندان را توصیف کرد. برخی از این مهارتها را، تنها میتوانست ظاهرشان را توصیف کند. به طور مثال، مهارت خاندان اول را، واقعا از عملکرد آن اطلاعی نداشت. اما توضیح باقی آنان راحت بود.
اِمی گفت:«هرچند، باید به خاطر داشته باشید، غیر ممکنه که هر کدوم از این مهارتها رو یاد بگیرید. تنها برای اعضای خاندان ذخیره میشوند، و از اونجایی که عضو خاندان دهم هستید، در حقیقت تنها میتونید که مهارت همین...
کتابهای تصادفی


