سیستم خوناشامی من
قسمت: 527
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
کوئین با دانستن امکان این موضوع، آن را مطرح کرده بود.
چیزی که حالا میخواست انجام دهد، تلاش و تفکر برای راضی کردن آنها بود و البته همچنین چیزی که شرایط را برایش بهتر کند.
او خودش تا اينجا رسيده بود و آرتور یا وینسنت هم برای کمک به او پیشنهادی نداشتند، حالا همه چیز به او بستگی داشت و این آخرین مانع او بود.
صدای ادوارد اوج گرفت:
«اگه يکي از شواليه هاي خون آشامش توي قلعه بمونه، بايد کافي باشه مگه نه؟ این همون کاری بود که وقتهایی که چنین وظیفه مهمی به خانوادهای داده می شد انجام میدادن.»
درست بود، در خاطره گذشته وینسنت، به او وظیفهی جمع آوری خون انسان ها داده می شد.
این وظیفهی او به عنوان یک رهبر بود.
آن زمان آنها به رهبر اجازه دادند تا به همراه یک شوالیهی خوناشام، با انسانها تعامل برقرار کند.
پرما گفت:
«لطفا! شما به سختی بچه رو می شناسید، حتی رهبر دهم ارزشمند شما که بهتون اهمیت می داد هم شما رو رها کرده، برای چی، چه کسی میدونه؟ اگه اینجا بمونیم هيچ چيز تغيير نميکنه. اگه بخواهیم عادلانه تر باشه، پس بايد يکي از گروه هايي باشه که با اون اومده. کسی که به اون نزدیکه.»
موکا اضافه کرد:
«فکر کنم این خوبه. همهی ما دیدیم که اون فقط برای نجات فکس چقدر تلاش کرد. کسی که حتی عضوی از خانوادهاش هم نبود. اگه قرار باشه يه نفر به اين نزديکي بهش داشته باشيم، فکر نکنم اون هرگز اونها رو رها کنه.»
با شنیدن این حرف از موکا، همه به یاد آوردند که چرا کوئین اصلا به اینجا آمده بود.
برای نجات جان یک خون آشام. کسی که در موقعیت قدرت بالا نبود، بلکه فقط یک دوست بود. آنها نمی توانستند انکار کنند که این یک ابزار معاملهی خوب است.
برايس، که به همه چيز گوش مي داد، ميتوانست تغيير چهرهی همه را ببيند.
او ميدانست که همه چیز در مسیر خودش حرکت میکند.
کوئین گفت:
«باشه، پس به علاوهی ادوارد که اينجاست، من شواليهي ديگهام رو هم ترک میکنم. لئو، من می خوام از مردم دهم مراقبت کنم و اونها رو رها نکنم. همهی شما قدرت لئو رو در میدون جنگ دیدین. اون یکی از بهترین مردان منه و در انجام این کار من معتقدم که این کافیه.»
چيزي که کوئين گفته بود درست بود اما دليل اصلي انتخاب لئو اين بود که بقيه چيزي که او داشت را نميدانستند.
یک مهارت خاص که فقط به سیستم مربوط می شد.
مهارتی به نام "دعوت".
این مهارت به او اجازه می داد که هنگام مشکلات، در هر نقطه و زمان به موقعیت خود، لئو را فراخوانی کند.
او نميخواست از این استفاده کند، ولي شبکهي امنيتي خوبی بود.
دوایت گفت:
«من فکر می کنم پیشنهادی که ارائه شده، پیشنهاد خوبیه. از نظر من، خوبه که اون چه که در زمین اتفاق می افته رو برای آیندهی خودمون هم نظارت کنیم. کسانی که مایل به پیشبرد پیشنهاد دهم هستن، لطفا دست خودشون رو بالا ببرن.»
کتابهای تصادفی

