فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 547

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۵۴۷ پناهگاه کلاغ

با این سفینه، پرواز ساده‌ای به سمت سیاره‌ای که می‌خواستند بروند، داشتند. خلبانی سفینه کوچک‌تر بسیار ساده‌تر بود. فقط باید مکان مورد نیاز برای رفتن را در آن مشخص کرد و سیستم خودران به‌طور خودکار به آنجا می‌رود.

همین‌طور گزینه دستی هم وجود داشت که چند کار لازم بود انجام شود اما دکمه‌های آن به اندازه یک بیستم سفینه بزرگ‌تر بود. حتی اگر آن را متوجه نشوند با مهارت ارزیابی کوئین، می‌توانند بفهمند که هر دکمه چه کار می‌کند.

حتی کنترل‌های روشن کردن تهویه، پیچیده به‌نظر می‌رسید. آنها نمی‌خواستند به‌طور تصادفی در را باز کنند، تنها چیزی که می‌خواستند این بود که داخل اتاق کمی گرمتر باشد.

پائول پرسید: «قبلا سفینه روندی؟»

کوئین پاسخ داد: «نه، لوگان فقط بهم بعضی چیزا رو نشون داد.» می‌دانست که پائول او را تماشا می‌کند. اما او از این موضوع خیلی اذیت نمی‌شد. مهم نبود که پائول در مورد او چه فکری کرده یا چه چیزی یاد گرفته است.

رابطه آنها به این شکل بود که از همدیگر استفاده کنند. در اخر، کوئین می‌دانست که پائول به او گوش می‌دهد، زیرا اکنون آنها با هم خون مشترک داشتند.

جلوتر، آنها می‌توانستند سیاره‌ای را ببینند که قرار بود روی آن فرود بیایند. اندازه آن خیلی بزرگ نبود و سطح آن عمدتاً قرمز رنگ بود. با این حال، نشانه‌هایی از ماشین‌آلات، آب، تکه‌های سبز وجود داشت که نشان می‌داد محیطی قابل سکونت در این سیاره وجود دارد.

کمی کوچک‌تر از زمین به‌نظر می‌رسید، اما خشکی بسیار بیشتری داشت.

* بیپ بیپ

[یک درخواست ارتباط از ۸۲۰۱sf انجام شده است]

[آیا قبول می‌کنید؟]

صدای سفینه پیامی را برای آنها خواند و ناگهان دیدند که چهار سفینه کوچک آنها را احاطه کرده اند.

رنگ هر کدام مشکی بود که دیدنشان را سخت‌تر می‌کرد. هرچند بر پشت آن‌ها دو علامت وجود داشت. اولی یک عکس از کلاغ و دومی نشان خانواده گریلش. سه رعد و برق که همه به سمت یک نقطه در پایین می‌روند.

پائول و کوئین برای یکدیگر سری تکان دادند و کوئین موافقت کرده بود که پائول صحبت را انجام دهد. وقتی صحبت از جناح‌ها، بزرگان آن‌ها و چنین چیزهایی میشد، پائول خیلی بیشتر از آن‌ها می‌دانست.

[قبول]

«شما به منطقه کلاغ اومدید. این سیاره متعلق به خانواده گریلش هست. دلیل حضورتون رو بگید و گرنه سفینتون منهدم میشه.» صدای مردی شنیده می‌شد.

«ما اینجاییم چون یکی از استخدام کنندگان شما در ایستاگاه زمین ما رو فرستاده. در حال حاضر چهار نفریم. و همین‌طور به تجهیزات جانوری مجهز هستیم، ما سرگردان‌هایی هستیم که دنبال یه جناح می‌گردن.»

قبل از شنیدن پاسخ یک مکث وجود داشت و کوئین را کمی نگران کرد. او می‌توانست تصور کند که چیزی اشتباه پیش می‌رود و اگر آن‌ها تصمیم می‌گرفتند به سفینه حمله کنند در حالی که در فضا بودند، چگونه در این شرایط زنده می‌ماندند؟

آیا خون آشام‌ها می‌توانند حتی در فضا زنده بما...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی