سیستم خوناشامی من
قسمت: 593
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
کوین نمیتوانست جلوی لبخندش را بگیرد، بالاخره موفق شده بود. او واقعاً یک سلاح روحی داشت. مدتی عمیقاً میترسید که بهدلیل تغییرات در بدنش و توانایی عجیبش، سلاح روحیاش هرگز شکل نگیرد، اما در عوض، به نظر میرسید فرآیند نهایی همین چند لحظه پیش، در داخل دستگاه به پایان رسیده بود.
جای تعجب نبود که هرگز نمیتوانست تصویر کاملی از سلاح روحیاش در ذهنش بسازد یا مراحل آخر را بهتنهایی طی کند؛ چون سلاح روحی هنوز کامل نشده بود. او فقط به کمی زمان بیشتر نیاز داشت تا این روند به پایان برسد.
بااینحال، تصاویر ذهنیاش هنوز هم فقط بهصورت فلاشهای گذرا بودند و او دقیقاً نمیدانست سلاحش چه شکلی خواهد بود.
«بیا اول یهکم آروم باشیم.» سم گفت و نیت را عقب کشید. «یعنی، منطقی باشیم. کوین تازه متوجه شده سلاح روحیاش چیه. اگه شما دوتا بخواید همین الان بجنگید، قبل از اینکه کوین یاد بگیره چطور ازش استفاده کنه، این مبارزه بیفایده و ناجوانمردانه میشه، مگه نه؟»
مثل همیشه، وقتی نیت کمی عصبانی میشد، سم باید او را آرام میکرد. نیت، دستبهسینه و با چهرهای ناراضی، پذیرفت که حرف سم منطقی است. جنگیدن با کسی که هنوز نحوه استفاده از سلاح روحیاش را نمیداند، فقط یک سوءاستفاده بود. در واقع، سلاح روحی میتوانست خطرناک شود اگر کسی بهدرستی استفاده از آن را یاد نگرفته باشد. چیز خطرناک تبدیل شود اگر کسی نمیدانست چگونه به درستی از آن استفاده کند.
«حق با توئه.» نیت گفت. «خب، شاید فعلاً بتونی یه اطلاعاتی بهمون بدی، و ما هم کمکت کنیم. اول از همه، سلاح روحیت از نوع تقویتیه یا ایتمه؟»
کوین پرسید: «کدوم یکی بهتره؟»
«نه واقعاً، تنها چیزی که میتونم بگم اینه که نوع تقویتی برای استفاده اولیه راحتتره و به نظر میرسه که رایجتر از دو نوع دیگه باشه. نوع تقویتی سلاح روحی خیلی پایهایه و به کاربر بستگی داره که چطور به طور خلاقانه ازش استفاده کنه.»
نیت برای چند لحظه چشمانش را بست. سپس دست راستش شروع به درخشیدن کرد، انگار با لایهای خاص پوشیده شده باشد. این، توانایی سختسازی او بود. نوک انگشتانش هم کمی تغییر کردند، بهنظر میرسید که از نقره ساخته شده باشند.
«برای مثل سلاح روحی من از نوع تقویتیه.» نیت گلویش را صاف کرد و نگاهی به سم انداخت که با آهی بلند، نارضایتیاش را نشان داد. او میدانست که نیت میخواهد از او بهعنوان موش آزمایش استفاده کند.
«اسم سلاح روحی من لمس سخته.» به آرامی بازوی سم را گرفت. رنگ نقرهای از نوک انگشتانش شروع به پخش شدن به سمت بازوی سم کرد و کل آرنجش را پوشاند. وقتی دستش را رها کرد، فلز نقرهای همچنان روی بازوی سم باقی مانده بود.
«معمولاً توانایی سخت شدن فقط روی بدن خودت قابل استفادهست. لمس سخت به من اجازه میده هرچیزی رو که لمس میکنم سفت کنم. از سنگها گرفته تا سلاحهای جانوری، خود جانورها، و حتی مفاصلشون. اگه ...
کتابهای تصادفی


