فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 601

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۶۰۱ آخرین بازی‌گردان

لوگان هر آنچه را که به یاد می‌آورد با جزئیات تعریف می‌کرد و آن دو نفر دیگر با دقت گوش می‌دادند. برای پیتر که زمانی انسان بود، این موضوع بسیار حیاتی بود. دنیا به شکلی چشمگیر تغییر کرده بود و خانواده گرین در مرکز تمام این تحولات قرار داشتند. با این حال، او نمی‌توانست آن‌ها را مقصر بداند؛ آن‌ها ناخواسته در این ماجرا گرفتار شده بودند.

حتی فکس هم شُکه شده بود؛ او هیچ ایده‌ای نداشت که خون‌آشام‌ها وارد چنین ماجرایی شده‌اند.

او می‌دانست که اِنوها از دهمین خاندان هستند، اما اطلاعاتش تنها به همین محدود می‌شد. نه چیزی از نام اعضای این خاندان می‌دانست، نه هویت آن اِنوی خاصی که لوگان به او اشاره کرده بود برایش روشن بود، و نه ارتباطشان با دالکی‌ها را درک می‌کرد. گویی این بخش از تاریخ به‌طور کامل از اسناد خون‌آشام‌ها پاک شده بود.

تنها چیزی که می‌دانست این بود که اِنوها خون قرمز و عادی انسان‌ها را مصرف می‌کنند، نه خون سبزی که در رگ‌های دالکی‌ها جریان داشت. به نظر می‌رسید شورای خون‌آشام‌ها در مقطعی از زمان تصمیم گرفته بود این موضوع را پنهان کند تا هویت این فرد مرموز و هرآنچه که به او مرتبط است، در سایه‌ای باقی بماند. با این حال، فکس برای دانستن جزئیات این وقایع بسیار جوان بود؛ شاید پدرش یا بریس پاسخ‌های بیشتری داشتند.

پس از این گفت‌وگوی مهم، لوگان که تصویرش همچنان روی صفحه‌ی هولوگرام نمایان بود، به مراحل پایانی صحبت‌هایش نزدیک می‌شد، اما هنوز نکاتی برای گفتن باقی مانده بود.

لوگان ادامه داد: «بعد از اینکه اینا رو فهمیدم، یه کم تحقیق کردم. گزارش‌هایی توی فایل‌های عمومی پیدا کردم که درباره‌ی یه جانور خاص بود؛ اون‌قدر قوی که حتی سطحش رو نتونسته بودن مشخص کنن. به یه شهر حمله کرده و کل اون‌جا رو نابود کرده بود. دنبال گزارش‌های بعدی گشتم، ولی فقط نوشته بودن "جانور مهار شد" و همین! همچین مشکل بزرگی به این آسونی حل نمی‌شه. برای همین رفتم سراغ فایل‌ها؛ متوجه شدم که تاریخ‌ها تغییر کردن و جزئیات حادثه هم دست‌کاری شده.»

«به نظر می‌رسید یه چیزایی رو پنهان کردن. این احتمال وجود داره که یه جانور رده شیطانی قبلاً به زمین حمله کرده و شاید هنوز هم اینجا باشه. این می‌تونه توضیح بده چرا دالکی‌ها حمله کردن. شاید دنبال اون بودن. ولی بازم ممکنه اصلاً هدفشون اون جانور نبوده باشه.»

«ولی اگه هدف دالکی‌ها همون جانور بوده باشه و بعد از این‌همه سال جنگ روی زمین، هنوزم نتونستن ردی ازش پیدا کنن، منطقیه که بخوان برای مدتی عقب‌ بکشن و روی زمین دنبالش نگردن. فهمیدن که مسیرشون اشتباه بوده و فقط وقتشون رو تلف کردن. حالا هم درست مثل ما، سیاره به سیاره دنبال اون جانور رده شیطانی می‌گردن.»

«اسکنی که پدر و مادرم پیدا کردن، حضور یه جانور رده شیطانی رو روی یه سیاره نشون می‌ده. اینکه این موجود همون چیزیه که دالکی‌ها دنبالش هستن یا نه رو نمی‌دونم؛ اسکن فقط منبع انرژی رو نشون می‌ده و هیچ اطلاعاتی از شکل یا ظاهر جانور نمی‌ده. با همه اینا، منم بیکار نموندم؛ شروع کردم به پخش اطلاعات و شایعه‌پراکنی از این جانور رده‌ی شیطانی بین قدرت‌های بزرگ.»

«خیلی زود همه خبردار می‌شن و شروع ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی