فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 604

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۶۰۴ مشارکتِ پنجاه درصدی؟

حرکت جسورانه‌ی دنیس در نابودی اولین سفینه، روحیه‌ی جناح کِروها را به اوج رساند. اگرچه این اقدام ناشی از خشم او برای مردمش بود، اما به‌عنوان منبعِ قدرتمندی برای انگیزه‌بخشی به دیگران عمل کرد. اگر در دل اعضای پایین‌رتبه، رده‌پایی از تردید نسبت به پیروزی باقی مانده بود، پس از اقدام دنیس، به سرعت جای خود را به عزم و اراده‌ای راسخ داد.

سه خاندان بزرگ شکست‌ناپذیر هستند. چطور ممکن است پیروز شویم؟ واقعاً می‌خواهیم بجنگیم؟ نمی‌توانیم به‌جای جنگ، مذاکره کنیم؟

ترس‌شان از روبه‌رو شدن با هم‌نوع‌هایشان طبیعی بود؛ چیزی که تاکنون تجربه نکرده بودند، چرا که فقط با دالکی‌ها و جانوران جنگیده بودند. اما دنیس این را از پیش تجربه کرده بود و تلخی‌اش را چشیده بود. او شاهد مرگ مردمانش به‌دست سپرخورشیدها بود و دیگر جایی برای مذاکره در ذهنش باقی نمانده بود.

مشاهده‌ی دنیس که با آن جسارت، سفینه را سرنگون کرد، افسانه‌ی شکست‌ناپذیری سپرخورشیدها را در هم شکست؛ دشمنانشان درست مانند آن‌ها انسان بودند و این اکنون برای همه قابل لمس شده بود.

به‌محض سقوط اولین سفینه، کوئین یک اعلان جدید از سیستمش دریافت کرد.

[ماموریت جدید دریافت شد.]

[اتحاد کِروها و خانواده نفرین‌شده در برابر سپرخورشیدها؛ نبرد آغاز شده است.]

[سپرخورشیدها تا زمانی که تمام پناهگاه را به خاکستر تبدیل نکنند، دست‌بردار نخواهند بود! به جناح خود کمک کنید و در این نبرد پیروز شوید.]

[جوایز، بر اساسِ میزانِ مشارکتِ تک نفره‌ی شما در نبرد، اهدا خواهند شد.]

[۱۰ درصد اولین پاداش باز می‌شود - ؟؟؟؟؟]

[۳۰ درصد پاداش دوم باز می‌شود - ؟؟؟؟؟]

[۵۰ درصد پاداش سوم باز می‌شود - ؟؟؟؟؟]

با پذیرفتن ماموریت، نواری در مقابل چشمان کوئین ظاهر شد که بخشی کوچک و قرمز رنگ را در ۰.۵ درصد نشان می‌داد. با استفاده از مهارت ارزیابی‌اش، جزئیات بیشتری مشخص شد: اقدامات دیگران از گروهش نوار را با رنگ قرمز پر می‌کردند، در حالی که اعمال خودش با رنگ سبز نمایان می‌شدند.

با فرود نیروها از سفینه‌ها، حدود ده نفر از هر یک پایین آمدند، که در مجموع نیرویی دویست‌نفری را تشکیل می‌دادند؛ دو برابر تعدادی که برای مقابله با ایگل‌ها اعزام شده بودند. تا این لحظه، تنها دنیس توانسته بود به آن‌ها آسیبی وارد کند.

کوئین به بخش قرمز رنگ نوار پیشرفت، که احتمالاً میزان مشارکت دنیس را نشان می‌داد، نگاهی انداخت.

-یعنی واقعاً دنیس تنهایی یکی‌شون رو از بین برد؟

همان‌جا بود که کوئین به چالش واقعی این ماموریت پی برد. برای دستیابی به بالاترین پاداش، او باید به‌تنهایی نیمی از نیروهای سپرخورشیدها را از پا درمی‌آورد؛ دستاوردی که حتی برای کسی در سطح او نیز دشوار بود.

با این حال، کوئین عقب‌نشینی نکرد؛ بلکه لبخندی مطمئن بر لبانش نقش بست.

شاید جذابیت پاداش‌های ماموریت بود، یا میل به تسویه‌حساب؛ به خاطر اینکه سپرخورشیدها او و الکس را تا آستانه‌ی مرگ کشانده بودند و یا شاید هم اینکه اوضاع برایش شبیه به یک بازی شده بود. همه‌ی این‌ها دست به دست هم می‌داد و باعث می‌شد تا کوئین، سنگینیِ کاری را که پیش رویش بود، احساس نکند.

علاوه بر این، کوئین متوجه شد که سیستم هرگز ماموریت‌های غیرممکن به او محول نمی‌کند و به نظر می‌رسید سیستم به توانایی‌های او بیش از خودش ایمان داشت.

سم با دیگران در پایگاه ماند و مسئولیت هماهنگی عملیات را بر عهده گرفت. هر یک از رهبران گروه به دستگاه ارتباطی مجهز شده بودند تا مستقیماً به او گزارش دهد. در همین حال، سم با استفاده از یک نقشه‌ی دیجیتالی بزرگ از پناهگاه، حرکات همه را زیر نظر داشت تا دید کاملی از اوضاع داشته باشد.

گروه بلیپ و دنیس نیروهای هوایی را تشکیل می‌دادند و مسئولیت حمایت از دیگر گروه‌ها را بر عهده داشتند. بیشتر اعضای این گروه یا توانایی پرواز داشتند، یا متخصصان‌ِ حملات دوربُرد بودند، که به آن...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی