فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 606

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۶۰۶ بدهی پرداخت شد

در مرکز پناهگاه، نبرد به اوج خودش رسیده بود. نیت در برابر فرمانده‌ی گروه مقابل، نمایشی خیره‌کننده از خود ارائه‌ داده بود. اما پیش از آنکه فرصت وارد کردن ضربه‌ی نهایی را پیدا کند، دشمنی دیگر وارد صحنه شد و با لگدی آتشین، او را غافلگیر کرد.

حمله سریع و غیرمنتظره بود. نیت از توانایی‌اش برای سخت کردن بدنش استفاده کرد، اما این اثر به مرور زمان ضعیف می‌شد. مهارت واقعی او در سال‌ها تمرین هنرهای رزمی نهفته بود که به او این امکان را می‌داد تا محل ضربه‌ی حریف را پیش‌بینی کرده و آن نقطه را با سختی بیشتری تقویت کند.

این افراد با تمام کسانی که نیت پیش از این با آن‌ها روبه‌رو شده بود، تفاوت داشتند و او را کمی غافلگیر کرده بودند. در حالی که او درگیر مبارزه با یکی از فرماندهان گروه بود، ضربه‌ای دریافت کرد و ناچار شد هم‌زمان با دو نفر از آن‌ها مقابله کند.

مگان به‌جای درگیر شدن با حریفان قوی‌تر، تمرکزش را بر حمایت از اعضای کِروها گذاشته بود. او بی‌وقفه تلاش می‌کرد تا دشمنان را در جای خود نگه دارد و زمان کافی بخرد تا سایر تیم‌ها بتوانند طبق برنامه پیش بروند و وظایفشان را به سرانجام برسانند. با این حال، تعداد نیروهای سپرخورشید در مرکز پناهگاه بسیار بیشتر از پیش‌بینی‌ها بود و کار را دشوار می‌کرد.

مگان با اضطراب فریاد زد: «سم، فوراً نیروی کمکی می‌خوایم! فکر نکنم دیگه بتونیم خیلی دوام بیاریم.»

سم از پشت دستگاه پاسخ داد: «می‌دونم، اما برنامه طبق انتظار پیش نرفته. بلیپ و دنیس هنوز درگیر نبرد خودشون هستن. سپرخورشیدها خیلی قوی‌تر از چیزین که فکر می‌کردم. فرمانده‌هاشون واقعاً فراتر از حدِ توان ما عمل می‌کنن و شکست دادنشون اصلاً کار ساده‌ای نیست.»

کِروها شش گروه داشتند که توسط قوی‌ترین اعضایشان رهبری می‌شد، در حالی که دشمن با ۲۰ سفینه وارد میدان شده بود. هر سفینه شامل تیم‌های کوچک‌تری از ۱۰ نفر بود که هر کدام تحت فرماندهی یک رهبر جوخه و یک فرمانده ارشد قرار داشت. این شرایط باعث شد که مبارزان برتر کِروها مجبور شوند، هم‌زمان با چندین دشمن روبه‌رو شوند؛ چالشی که پیش‌بینی نشده بود.

در نبرد قبلی، وقتی ایگل‌ها با سپرخورشیدها روبه‌رو شدند، دشمن تنها ۵ سفینه با ۲۰ نفر در هرکدام اعزام کرده بود. سم محاسباتش را بر اساس همان شرایط انجام داده بود، و همین توضیح می‌داد چرا نقشه‌اش آن‌طور که انتظار داشت پیش نمی‌رفت.

سم پرسید: «فکس، اوضاع شما چطوره؟»

درگیری از مرکز پناهگاه فراتر رفته بود؛ ساختمان‌ها را درهم کوبیده و به خیابان‌های اطراف رسیده بود. تیم فکس طبق برنامه پیش می‌رفتند، آتش‌ها را خاموش می‌کردند، به مبارزان پراکنده کمک می‌کردند و گاهی مجروحان را به سمت تلپورتر همراهی می‌کردند. با این حال، مشکلی به‌مراتب بزرگ‌تر بر فراز آن‌ها سایه انداخته بود.

فکس گزارش داد: «ما هنوز درگیر تخلیه‌ی شهروندای باقی‌مونده هستیم.»

لجاجت؛ برخی از شهروندان به قدری لجباز بودند که هشدارهای کِروها درباره‌ی تخلیه را نادیده گرفتند. آن‌ها حاضر به ترک خانه‌هایشان نبودند و با اصرار باور داشتند که سپرخورشیدها به آن‌ها آسیبی نخواهند رساند. به عقیده‌ی آن‌ها، وقتی گریلش‌ها حمایتشان را تضمین کرده‌اند، چرا باید اصلاً حمله‌ای رخ دهد؟

بعد از اینکه شروع جنگ را با چشمان خود دیدند، دیدگاه آن‌ها به‌سرعت تغییر کرد. به همین دلیل، سم به فکس و تیمش دستور داد که تمرکز خو...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی