فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 618

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
 
فصل ۶۱۸ پیمان زنجیرشدهها 
کوئین تنها کسی نبود که فکر می‌کرد خانواده گریلش جنگ را شروع کرده‌اند؛ تقریباً همه همین عقیده را داشتند. آن‌ها بودند که اولین‌بار به پایگاه نظامی حمله کردند و مردم هم باور داشتند که کنترل همه چیز دست آن‌هاست. بعد از این حمله، بقیه رهبران هم انگار راه آن‌ها را در پیش گرفتند. 
این مسئله تقریباً برای همه‌ی حاضران در اتاق یک حقیقت شناخته‌شده بود، و حالا ناگهان گریلش‌ها می‌گفتند که آن‌ها نبودند، بلکه این خانواده‌ی ناشناخته‌ای که کوئین به دنبالشان می‌گشت مقصر اصلی بودند. 
کوئین پرسید: «بلیدها کی هستن؟» 
هکتور برای یک لحظه به اوون نگاه کرد. این نگاه همه چیز را می‌گفت؛ یک هشدار بود، نیازی به گفتن کلمات نبود. او از اوون می‌پرسید که آیا واقعاً می‌خواهد درباره بلیدها صحبت کند؟ 
اوون گفت: «چطور مدعی هستی باهاشون سرو‌سری داری وقتی حتی نمی‌دونی بلیدها کی هستن؟» 
کوئین درمورد فاش کردن این موضوع مطمئن نبود؛ هنوز حتی مطمئن نبود که آیا بلیدهایی که وُردن عضوشان بود و آن‌هایی که مردم مرتباً درباره‌شان صحبت می‌کردند، یک خانواده هستند یا خیر. 
کوئین پاسخ داد: «دوست من، یکی از اعضای خانواده بلید هست.» 
اوون ناگهان همه چیز را به یاد آورد؛ بله، او با همان بلیدی که کوئین از آن می‌گفت، برخورد کرده بود. در طول مسابقات، بیشتر اوقات آن دو با هم بودند و کوئین حتی از قدرت‌های آن بلید استفاده کرده بود. 
آیا آن پسر همه این کارها را به تنهایی و بدون حمایت بلیدها انجام می‌داد؟ اگر چنین بود، این می‌توانست توضیح دهد که چگونه اوضاع به شرایط امروز رسیده است. 
اوون گفت: «اون دوستت خوب تونسته این راز بزرگ رو ازت پنهون کنه. حرف قبلیم رو پس می‌گیرم. شاید رابطت با بلیدها نزدیک نباشه، اما با یه بلید خاص خیلی نزدیک بودی، همون کسی که مسئول اوضاع فعلیه». 
اوون گفت: «جنگ رو بلیدها شروع کردن و همش به خاطر تو بود.» 
نگاه‌ها همه به سمت کوئین رفت، و اگر برایش ممکن بود، بی‌تردید او هم با تعجب به خودش خیره می‌شد. 
اوون ادامه داد: «بعد از مسابقات بین‌جناحی، خیلی‌ها دنبال قدرتت بودن؛ یه قدرت منحصر به فرد و تازه که قبلاً ندیده بودن. تو با اون نمایشی که از توانایی سایه‌ت ارائه دادی، ناخواسته یه پیامی فرستادی. البته به نظر من، این پیام از طرف دوستت بود، نه خودت. و اون پیام برای چهار خانواده بزرگ بود.» 
اوون افزود: «پیام این بود که اگه کوچک‌ترین آسیبی به تو برسه، اگه حتی یه تار مو از سرت کم بشه، بلیدها خودشون برای انتقام وارد میدان می‌شن. اما ترودریم یه احمق بود. تازه وارد جمع چهار خانواده بزرگ شده بود و اصلا درک درستی از قدرت بلیدها نداشت. ما بهش هشدار دادیم، ولی اون کله‌شق تصمیم گرفت برای به دست آوردن قدرت سایه با بلیدها دربیفته.» 
اوون ادامه داد: «به‌نظرم فکر می‌کرده خانواده‌ای که هیچ‌کس نمی‌شناسه، نمی‌تونه خیلی قدرتمند باشه. ترودریم خیلی خودش رو دست بالا گرفت، زیادی به قدرت خانوادش اعتماد داشت. مطمئنم که همتون دیدین چی به سر دریم‌لند اومد، این‌طور نیست؟» ...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی