سیستم خوناشامی من
قسمت: 628
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 628:
روز به پایان رسیده بود و وردن به قلعه بازگشت، پاهایش با هر قدم سنگینتر میشد و روز اول برای او خستهکننده بود به چندین روش. او انتظار نداشت که وقتی به اینجا میآید برای مدتی به معبد برود. او میخواست با گذشته خودش روبهرو شود اما فکر نمیکرد که اینقدر زود اتفاق بیفتد.
نهتنها این، بلکه سیل در اتاق تاریک بیوقفه گریه میکرد، که هم راتن و هم وردن میتوانستند بشنوند. بهترین شخص برای آرام کردن سیل خودش بود، اما درحالیکه اینجا بود، این غیرممکن بود و در حالحاضر او به کسی در کنار خود نیاز داشت. چند کلمه کافی نبود.
مطمئناً میتوانست با راتن عوض شود، اما راتن گاهی اوقات میتوانست بسیار وحشی و غیرقابل پیشبینی شود و آنها اینجا به آن نیازی نداشتند. او نمیتوانست تصور کند که راتن به یکی از دانشآموزان اگر نیاز به صحبت با او داشتند چه میگوید.
از آن روز سرنوشتساز برای سه نفرشان، سیل خیلی بیرون نیامده بود یا صندلی را نگرفته بود. و او تقریباً همان سیل بود، از آن زمان تاکنون. ناتوان در مقابله یا کنار آمدن با چیزها یا به قول راتن، یک بچه گریهای.
همهچیز خیلی زیاد بود و وردن فقط تعجب میکرد که هیلستون با فرستادن آنها به آنجا چه چیزی را میخواهد به دست بیاورد.
وقتی وارد قلعه شد، فکر میکرد که او را فراخوانده و دوباره و درباره سیل پرسیده میشود. پدربزرگش به نظر میرسید که نسبت به سیل بیشتر از همهی دیگران وسواس دارد، حتی بیشتر از برادران و خواهرانش که در قلعه زندگی میکردند.
با اینحال، درحالیکه وردن راه میرفت، شایعاتی را شنید. معلوم شد که سپرخورشیدها بیشتر از آنچه انتظار داشتند عمل میکردند و آنها به زودی باید حرکت کنند. زمانبندی بدی بود، چون به نظر میرسید که با رویداد معمولی همزمان شده است.
به همین دلیل، او توانست تنها بماند، که خوب بود. وقتی به اتاقش برگشت، بوردن او را در مورد آنچه در نیمه دیگر جزیره دیده بود بهروزرسانی میکرد. به نظر میرسید که او در حال پیگیری هیولاهایی بود که خانواده بلیدها داشتند و وردن باید بگوید که برخی از آنها واقعاً چشمگیر بودند. آنها هیولاهای سطح بالاتری داشتند که او انتظارش را داشت.
این جایی نبود که خود وردن با آن آشنا باشد چون او خیلی به آن قسمت از جزیره نرفته بود، به جز چند جلسه تمرین که اینجا و آنجا داشت.
وردن گفت: «فقط گیر نیفتی، باشه؟» درحالیکه برای آن روز به خواب میرفت.
شاید اگر بوردن گیر میافتاد، از چیزی که در حالحاضر با آن روبهرو بود منحرف میشد.
وقتی بیدار شد، روال معمولی رفتن به م...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب سیستم خوناشامی من را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی


