فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 639

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل ۶۳۹ یک سلاح روحی دیگر؟
سفر با زیردریایی بسیار روان‌تر از چیزی بود که کوئین انتظار داشت، اما با این حال، او همچنان محکم به پشت صندلی لوگان چسبیده بود، انگار که برای حفظ جانش تلاش می‌کرد.
با دیدن سایه‌ای تیره که به آرامی از پشت صفحه شیشه‌ای عبور می‌کرد، کوئین با وحشت فریاد زد: «اون چی بود!»
لوگان گفت: «کوئین، اگه بخوای هر بار که از کنار یه ماهی رد می‌شیم به تبار و نژادش پیله کنی، تا شب همین‌جا گیر می‌کنیم. یکم آروم باش.»
برای اینکه سلامت روان یک فرد خاص حفظ شود، تصمیم گرفتند در طول مسیر درباره اتفاقاتی که پشت سر گذاشته بودند صحبت کنند. پیتر بالاخره به جزئیات بیشتری از حمله به سفینه پرداخت و از هدایت آسان آن به لطف لوگان و تجهیزات و سلاح‌های پیشرفته‌اش تمجید کرد.
از آنچه برای لوگان اتفاق افتاده بود، سریعاً عبور کردند و به جای آن به جزئیات حمله‌ی سپرخورشیدی‌ها به کِروها پرداختند. گفت‌وگویشان به طور ویژه حول سلاح روحی کوئین می‌چرخید که برایشان بسیار جذاب بود.
لوگان گفت: «چه سلاح روحی عجیبی! میگی نوع تقویتیش هنوز توی صفحه سیستمت خاکستری و غیرفعاله؟ معمولاً اینجوری که باشه، یعنی باید به یه سطح خاص برسی یا چیزی رو به دست بیاری تا بتونی ازش استفاده کنی. بعید می‌دونم سیستم اصلاً اون گزینه رو نشون بده اگه استفادش ممکن نباشه.»
کوئین گفت: «منم همین فکر رو می‌کنم، ولی تا الان شانسی نداشتم که فعالش کنم. سلاح خودش عالیه، ولی توی نبردهای تک به تک اصلاً کارایی نداره. فکر می‌کردم گرفتن سلاح روحی بهم قدرت بیشتری بده که البته داده، ولی توی مبارزه‌های تن به تن با رهبرای خون‌آشاما و سه خانواده بزرگ، کاملاً بی‌فایده‌ست. برای همین می‌خواستم بیشتر در مورد سلاح تقویتیم بدونم، ولی انگار آخر سر باید خودم دست به کار بشم و راهشو پیدا کنم. راستی، تو چی لوگان، تو هم سعی کردی چیزی درباره سلاح‌های روحیت بفهمی؟»
لوگان گفت: «راستش کلاً ازش یادم رفته بود. توانایی‌های من به درد جنگیدن نمی‌خورن و بچه‌های تیم هم وقتی پای مبارزه وسط میاد خیلی رو هم حساب نمی‌کنن. برای همین منم دنبالش نرفتم. ولی واقعاً برام سواله که سلاح روحی من چی می‌تونه باشه. بعید می‌دونم پدر و مادرم هم برای شناختن سلاح روحی خودشون وقت گذاشته باشن.»
پیتر ناگهان گفت: «من یکی دارم.»
کوئین با تعجب پاسخ داد: «چی؟» این موضوع برای او کاملاً غیرمنتظره بود. او حتی نمی‌دانست پیتر در حال یادگیری سلاح روحی است، ولی منطقی به نظر می‌رسید. اگر کوئین می‌توانست یکی داشته باشد، چرا پیتر نه؟ به هر حال، پیتر قبل از اینکه تبدیل شود، مدت طولانی‌تری از کوئین انسان بوده است.
پیتر گفت: «آره، وقتی توانایی تغییرشکلم رو به سطح شش رسوندم، دیگه کتابی برای این توانایی تو بازار نبود. سم پیشنهاد داد اگه می‌خوام قدرتم رو بیشتر کنم، دستگاه رو امتحان کنم و سعی کنم سلاح روحیم رو پیدا کنم.»
حالا که توانایی تغییر شکل پیتر به سطح شش رسیده بود، می‌توانست چهره و ساختار بدنی خود را به شکل دیگران تغییر دهد. با این حال، سطوح ب...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی