فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 27

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 27: اولین تغییر بای‌زه‌مین

بای‌زه‌مین قبل از اینکه به شانگوان نگاه کند و جوابش را بدهد، لحظه‌ای به چهره افراد مقابلش نگاه کرد. «زخمام الان خوبن، مرسی که پرسیدی.»

شنیدن این‌که بای‌زه‌مین واقعاً خوب است و آن را از طریق صدای طبیعی خود تأیید می‌کند و با دیدن این‌که کاملا به بهبودی دست یافته باعث شد تا چشمان شانگوان به‌طور عجیبی برق بزند.

«متوجهم.» قبل از این‌که بی‌صدا به چن‌هه نگاه کند فقط سرش را تکان داد.

کماندار با استعداد، قصد پشت نگاهش را فهمید و به آرامی شروع به توضیح وضعیت برای بای‌زه‌مین کرد.

«طی سه روز گذشته که دوران نقاهتت رو می‌گذروندی، وضعیت بیمارایی که به‌خاطر دمای پایین بدنشون وخیم بود رو با استفاده از گرم کردنشون بهبود دادیم.» او صادقانه از طرف بقیه بازماندگان تشکر کرد اما خیلی زود اخم کرد و ادامه داد: «اما الان مشکل دیگه‌ای داریم.»

بای‌زه‌مین تعجب نکرد. کمی سرش را تکان داد و بجای کماندار حرفش را تمام کرد: «غذا داره تموم میشه مگه نه؟»

«درسته.» چن‌هه آهی کشید و سرش را با ناراحتی خاراند. «برای الان، چون نمی‌خواستیم اوضاع رو بدتر کنیم گذاشتیم همه سیر بشن اما مشکل اینه که غذای ذخیره شدمون بالاخره تموم شد و فقط تا فردا میتونیم دووم بیاریم.»

لیانگ‌پنگ که با چکش‌بزرگش سکوت کرده بود، حرفش را قطع کرد: «پس چرا نمیریم غذای بیشتری بیاریم؟ زامبی‌ها که خیلی کندن و سگ‌ها و گربه‌ها هم ممکنه سریع باشن اما بجاش خیلی احمقن. فکر نمی‌کنم اگه همه با هم حرکت کنیم مشکلی داشته باشیم.»

«در واقع... میترسم چاره‌ی دیگه‌ای جز بیرون رفتن و گشتن دنبال غذا تو رستوران‌های دانشگاه نداشته باشیم.» چن‌هه چاره‌ای جز موافقت نداشت. غذا منبعی ضروری بود که نمی‌شد از دست داد. حتی قوی‌ترین تکامل‌یافته‌ها هم چاره‌ای جز خوردن نداشتند تا مواد مغذی مورد نیاز بدن را فراهم کنند زیرا بدن به‌طور طبیعی آن‌ها را تولید نمی‌کرد. بدون غذا، همه به حدی ضعیف می‌شدند که بلند کردن یک انگشت هم به یک چالش تبدیل می‌شد. علاوه بر این، هرج و مرج ناشی از گرسنگی چیزی بود که هیچ‌کس حاضر نبود که بگذارد تا به وقوع بپیوندد.

«علاوه بر...» کای جینگ‌یی، همان دختری که در ابتدای آخرالزمان بای‌زه‌مین را ملاقات کرده بود، ناگهان به نظر می‌رسید که جرات صحبت کردن را به دست آورده است. با وجود این‌که زیر نگاه همه کمی اذیت بود اما ادامه داد: «اگه ممکنه، خوبه که دنبال لباسم بگردیم... از اونجایی که رختکن زن و م...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی