فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 29

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 29: فو شوفنگ

«حتی دوتا زن اینجان که شجاعت عمل دارن ولی شما که خودتون رو مرد می‌دونین جرات جلو اومدن رو ندارید؟» بای زه‌مین به دانشجویان پسر و حتی معلمان مرد با تحقیر نگاه می‌کرد.

با شنیدن صحبت‌هایش، تمام مردان حاضر در صحنه که جرات نمی‌کردند قدمی به جلوتر بردارند، چنان سرخ شدند که به‌نظر می‌رسید تمام خون بدنشان تا بالاترین نقطه‌ی سرشان هجوم آورده. با این حال هیچ کدام جرات نداشتند به او نگاه کنند و البته هیچ کدام جرات نکردند قدمی به جلو بردارند.

از طرفی دو دانشجوی پسر که جسارت جلو آمدن را داشتند نتوانستند کمی بیشتر کمرشان را صاف نکنند. حتی دانشجوی عینکی و کمی لاغر هم شجاعت بیشتری نسبت به مردانی با بدن حجیم و باد کرده داشت.

بای زه‌مین دیگر وقتش را با این مردم تلف نمی‌کرد. خودشان قرار بود به‌زودی از فرصتی که به تازگی از دست داده بودند پشیمان شوند.

بای زه‌مین به سه رهبر دیگر نگاه کرد و پرسید: «اگه الان برای دنبال غذا گشتن بریم مشکلی نداره؟»

«به‌نظر من مشکلی نداره.» چن‌هه در حالی که به زن کنارش نگاه می‌کرد سرش را تکان داد و کمانش را برداشت.

شانگوان به سادگی ایستاد و بدون اینکه چیزی بگوید به سمت در خروجی رفت.

در مورد لیانگ‌پنگ، او فقط در حالی که چکش خود را برمی‌داشت، دو نفر دیگر را بدون هیچ حرفی دنبال کرد و صدایی از سر تمسخر بیرون داد. واضح بود که هنوز از آنچه قبلا اتفاق افتاده بود ناراحت است.

بای زه‌مین به چهار نفری که تصمیم گرفتند او را دنبال کنند نگاه کرد و به آرامی گفت: «شما چهار نفر دنبال من می‌آین، نیازی به حمل چیزی ندارین ولی باید از نظر ذهنی خودتون رو برای چیزی که قراره اتفاق بیفته آماده کنید.»

آن چهار نفر سریعا سرشان را تکان دادند و بدین شکل نشان دادند که متوجه شده‌اند. بای زه‌مین که واکنش‌شان را دید، برگشت و با چهار دانشجوی پشت سرش بیرون رفت.

معلم جیا جیائو دست‌هایش را به هم زد و سعی کرد روحیه همه را بالا ببرد. «همه، لطفا گروه رئیس شانگوان و بقیه رو از نزدیک دنبال کنید. امیدوارم همه‌مون کمی به همدیگه برای بهبود زندگی‌مون کمک کنیم.»

* * *

گروه به رهبری بای زه‌مین، چن‌هه، شانگوان و لیانگ‌پنگ در حالی که بیش از بیست دانشجوی دختر و پسر را همراه خودشان داشتند، آهسته و با نگاه‌هایی پر از احتیاط راه می‌رفتند.

بیرون بردن بیش از صد نفر و محافظت از همه‌ی آنها کار بسیار دشواری بود. به هر حال، خطرات ناشناخته‌ای در هر گوشه‌ای در کمین بود و زامبی‌های کند کمترین نگرانی مردمی بود که نیروی روح دشمن را جذب می‌کردند و مدام سطح‌شان را بالاتر می‌بردند؛ اما خطر حیوانات جهش‌یافته‌ی سطح بالا یا حشرات تکامل یافته بسیار بیشتر بود و آن‌ها هم جرات نمی‌کردند به راحتی آن را بپذیرند.

بنابراین برای جلوگیری از ضررهای غیرضروری و ساده‌تر شدن کار، هر چهار نفر تصمیم گرفتند به همین مناسبت تعداد افرادی که با خودشان همراه می‌کنند را بیشتر از 20 نفر کرده تا غذاهای بیشتری را حمل کن...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی