فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 38

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 38: کشتن بدون ترحم (بخش اول)

در کمال تعجب، چیائو لانگ به جای عقب نشینی، دندان هایش را به هم فشار داد و مشتش را به جلو کوبید.

بــــــــــــام!

یک توپ بادی قدرتمند با چکش بزرگ برخورد و حمله را متوقف کرد. همین به چیائو فرصتی برای عقب نشینی و تغییر جهت داد. همان وقفه اما، منجر به خرید زمان لازم برای شانگوان نیز شد.

در میان جمعیت بازماندگان، بای زه‌مین با خونسردی به همه چیز نگاه کرد.

صدای لیلیث در کنارش به صدا درآمد: «چه سوپرایزی... باورم نمیشه که اون انسان در واقع مهارتی به قدرتمندی دستکاری‌خون تو داره.»

بای زه‌مین به آرامی سرش را تکان و با زمزمه پاسخ داد: «نه. مهارت اون ضعیف‌تره.»

«خوبه. حقیقتاً در سطح پیشرفته مهارت تو قوی‌تره... اما از کجا اینقدر مطمئنی؟» لیلیث با ابرویی بالا رفته به او نگاه کرد و منتظر پاسخ او بود.

بای زه‌مین کمی لبخند زد: «غریزه.»

«بیخیال!» لیلیث چشمانش را به یک طرف چرخاند.

چیائو لانگ واقعا قوی بود. اگرچه نه به اندازه شانگوان، اما در حد خودش واقعا قدرتمند بود. مهارت او قبلاً توسط بای زه‌مین کشف شده بود. با این حال، او در سطح مراحل اولیه قوی بود، بای زه‌مین می‌دانست که مهارت دستکاری خون او در آینده بسیار وحشتناک‌تر خواهد شد. از سوی دیگر، مهارت چیائو لانگ در مقایسه با آن کارایی مهارت او بدردنخورتر می‌شود.

«چرا نمیری و کارش رو تموم کنی؟» لیلیث کمی حوصله‌اش سر رفته بود و ظاهراً می‌خواست مقداری خون و خون‌ریزی ببیند.

«اگرچه می‌دونم که قوی هستم، اما در مبارزه با سوسک آتشین، دلیل زنده موندن و پیروز شدنم به خاطر هوش بود و نه قدرتم، چرا که من به وضوح ضعیف‌تر بودم.» بای زه‌مین چشمانش را تیز کرد و درخشش عجیبی در اعماق آن سوسو زد. «شاید حالا همه‌ی ما داخل یه گروه باشیم، اما در آینده لزوماً وضعیت به همین منوال نمی‌مونه.»

چشمان لیلیث کاملا باز شد و با تعجب به او نگاه کرد و با تعجب پرسید: «پس تو... داری نقاط ضعف و قدرت همه‌شون رو بررسی می‌کنی؟»

بای زه‌مین لبخند کوچکی زد اما پاسخی نداد، در عوض روی حرکات شانگوان، چن‌هه و لیانگ پنگ تمرکز کرد.

«ببین چه کارهایی از دستت ساخته‌ست، در مورد دشمن خودت تا جایی که می‌تونی یاد بگیر، برنامه ریزی کن و اون زمانه که در هر نبردی شکست ناپذیر ظاهر میشی.» این ضرب المثلی بود که بای زه‌مین از جوانی به آن علاقه داشت.

اگرچه آنها در حال حاضر متحدش بودند، بای زه‌مین قبلاً مورد سوءقصد شخصی قرار گرفته بود که او حتی نمی‌شناختش. بای زه‌مین هیچ تمایلی به از عقب خنجر خوردن نداشت...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی