فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 41

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 41: تفاوت‌ها و شباهت‌ها (بخش دوم)

در حقیقت، یکی از دلایل اصلی عصبانیت هر دوِ چن هه و لیانگ پنگ، غیر از آزار غیرانسانی چیائو لانگ، این بود که او چندین نفر را زنده به سوی زامبی‌ها پرتاب کرده بود. برای انجام چنین عمل ظالمانه‌ای تنها شش روز پس از تغییر جهان، باید شدیدا شرور بود و قلبی داشت که عاری از هرگونه احساس به اشخاص باشد.

پس درمورد کاری که بای زه‌مین به تازگی انجام داده بود چطور؟ آنها شخصا او را دیده بودند که چیائو لانگ ناتوان را پرتاب می‌کند تا توسط زامبی‌ها زنده‌زنده خورده شود. هر بار که زامبی به او چنگ می‌زد یا گازش می‌گرفت، فریادهای وحشت‌زده و جانسوزش را می‌شنیدند.

هرچند، حتی هنگامی که همه‌ی آنها از ترس می‌لرزیدند، بای زه‌مین همواره با بی‌تفاوتی همه چیز را تماشا می‌کرد... از نقطه نظر چن هه و لیانگ پنگ، تنها یک فرد بی‌رحم که احتمالا قبلا در گذشته کسی را کشته است می‌تواند موجود زنده‌ی دیگری را بدون دلسوزی و بی‌آنکه خم به ابرو بیاورد بکشد. البته، می‌تواند دلایل دیگری نیز داشته باشد... اما فکر کردن به بدترین‌ها همیشه برای افراد آسان‌تر است؛ هرچه باشد این یک ویژگی انسانی بود.

در حالی که برای بای زه‌مین غیرممکن بود از افکار دو مرد روبه‌رویش مطلع شود، با توجه به اینکه چشمان‌شان درست مانند نگاهی که 90 درصد از بازماندگان در آن لحظه به او می‌کردند تا حدودی سرگردان بود، بای زه‌مین می‌توانست قضاوت کند و درمورد آنچه احساس می‌کردند نظری داشته باشد.

با این حال، چیزی که او را به‌طرز قابل توجهی متعجب کرد این بود که در نگاه چشمان شانگوان تغییری ایجاد نشده بود. حتی ذره‌ای ترس در آن چشمان آبی روشن دیده نمی‌شد... در مقابل، نفرت کمتری در نگاهش وجود داشت.

بای زمین ایستاد و زانوهایش را پاک کرد، پس از مدتی به او خیره شد و با ابرویی بالا رفته پرسید: «تو ازم نمی‌ترسی؟»

شانگوان بینگ با تردید به او نگاه کرد و بعد از خیره شدن به جسد بی‌جان چیائو لانگ با حرافی گفت: «ترسیدن؟ از چی؟ باید به‌خاطر کشتن این آشغال ازت بترسم؟ این‌طور نیست که آدم بی‌گناهی رو کشته باشی و فقط... یه آشغال بیرون انداختی. مشک...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی